پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥ - شرح و تفسير نقش پيامبران در هدايت امتها
انگيزهاى براى اطاعت فرمان حق باشد. [١]
تعبير «ليهجموا» اشاره به اين است كه پيامبران الهى با بيانات رسا و تعبيرات آميخته با انواع تأكيدها كه در شنونده تأثير مهمى بگذارد اهداف تبليغى خود را دنبال مىكردند.
در پايان اين بخش بار ديگر امام عليه السّلام به حمد و ستايش الهى بازمىگردد و عرضه مىدارد: «او را آنگونه ستايش مىكنم كه (با بخشش نعمتها) از بندگانش خواسته است»؛ (أحمده إلى نفسه كما استحمد إلى خلقه).
در اينكه مجموع اين جمله چه مفهومى را مىرساند، شارحان نهج البلاغه غالبا به ابهام گذر كردهاند؛ ولى با توجه به اينكه جمله «استحمد إلى فلان» از نظر لغت مفهومش اين است كه به او نيكى كرد تا حمدش كنند [٢]، مفهوم جمله اين مىشود كه من او را آنگونه حمد مىكنم كه (با بخشش نعمتها) از بندگانش خواسته است.
در پايان اين بخش به آغاز خطبه بازمىگردد و از محدود بودن زندگى دنيا و حساب دقيقى كه بر اين جهان حاكم است سخن مىگويد و مىفرمايد: «خداوند براى هرچيز اندازهاى قرار داده و براى هراندازهاى سرآمدى و براى هرسرآمدى حساب دقيقى مقرّر داشته است)»؛ (و جعل لكلّ شيء قدرا، و لكلّ قدر أجلا، و لكلّ أجل كتابا).
آرى! همه ذرّات اين عالم حساب دارد و همهچيز در لوح محفوظ ثبت است همان گونه كه تمام موجودات اين عالم سرآمدى دارند كه روزى فراخواهد رسيد و عمرشان پايان مىگيرد و اين درسى است آموزنده براى همه انسانها كه از يك سو بدانند زندگى پايدار نيست و از سوى ديگر بدانند كه حساب همه از جمله اعمال آنها، بهطور دقيق محفوظ است.
[١]. شارحان نهج البلاغه در تفسير اين چند جمله و اين كه «حلالها و حرامها ...» معطوف بر چه چيزى است گفتوگوى زيادى دارند كه غالب آنها خالى از تكلفات نيست. بهتر آن است كه «حلالها ... و ما أعد اللّه ...» عطف بر «بمعتبر» باشد كه مفهومش اين مىشود: پيامبران الهى سه وظيفه ديگر را كه در بالا شرح داده شد بر عهده داشتند.
[٢]. المعجم الوسيط، واژه «حمد».