پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - شرح و تفسير آنچه لازم بود، گفتم!
دشمنان حق در همه جا جولان مىكنند و دوستان حق ضعيف و ناتوان و بىاراده در برابر آنها ايستاده و تماشاگرند. صحنهاى كه هرانسان باايمان و غيورى را سخت آزار مىدهد.
در واقع عبارات امام عليه السّلام اشاره به جنايات معاويه و لشكر شام و سكوت و سستى مردم كوفه و عراق است. در پايان اين سخن، كلام امام عليه السّلام اوج مىگيرد و مىفرمايد: «به خدا سوگند! آنها به لقاى پروردگار نايل شدند و خدا پاداششان را بهطور كامل عطا فرمود و آنها را در سراى امن و امان بعد از اين زندگى پر از خوف جاى داد»؛ (قد- و اللّه- لقوا اللّه فوفّاهم أجورهم، و أحلّهم دار الأمن بعد خوفهم).
آرى همانگونه كه قرآن مىفرمايد: گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شدهاند مردگانند آنها زنده جاويدانند و در نزد پروردگارشان به انواع روزيها متنعماند، مرده آنها هستند كه تن به ذلت مىسپرند و زير پرچم ظالمان به زندگى مادى و تحقيرآميز ادامه مىدهند.
شهادت هميشه مايه افتخار است ولى در محيطهاى آلوده شهادت و رخت بربستن از آلودگىها و مفاسد و رهايى از دست گروههاى فاسد و مفسد افتخار ديگرى است. پيامى كه على عليه السّلام در محراب عبادت در لحظات شهادت به ما داد درس بزرگى بود فرمود: «فزت و ربّ الكعبة؛ به خداى كعبه نجات يافتم و رستگار شدم». و به گفته شاعر:
|
مرده دلانند به روى زمين |
بهر چه با مرده شوم همنشين |
|
|
هم دمى مرده دهد مردگى |
صحبت افسرده دل افسردگى |
|
|
زير گل آنان كه پراكندهاند |
گرچه به تن مرده، به دل زندهاند! |
|
|
زنده شدم از نظر پاكشان |
آب حيات است مرا خاكشان [١] |