پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥ - شرح و تفسير آنچه لازم بود، گفتم!
اين تعبيرات نشان مىدهد كه امام عليه السّلام براى هدايت مردم كوفه كه افرادى سست و پراكنده بودند از هروسيلهاى استفاده فرمود و كار فرهنگى گستردهاى را درباره آنها انجام داد تا آنجا كه همه مواعظ انبيا و اندرزهاى اوصيا را براى آنها جمع، و در اختيارشان قرار داد؛ ولى اين باران حياتبخش رحمت الهى، در آن شورهزارها اثر نكرد سپس محبّت و نرمش را كنار گذاشت و با شدت با آنها برخورد كرد. شايد به راه بيايند و متحد شوند؛ ولى اين ميخهاى آهنين در آن سنگهاى خارا فرونرفت و معلوم شد كمترين نقص و عيبى در رهبرى و مديريت و فرماندهى نيست، بلكه همه عيب در آن گروه نابخرد و بىحميت بود.
اين جملهها نشان مىدهد اگر تمام انبيا و اوصيا براى هدايت آنها مىكوشيدند، هدايت نمىشدند.
«شما را به خدا آيا انتظار داريد پيشوايى جز من شما را به راه بياورد و طريق حق را به شما نشان دهد؟»؛ (للّه أنتم! أتتوقّعون إماما غيري يطأ بكم الطّريق، و يرشدكم السّبيل؟).
اشاره به اينكه هرگاه پيشوايى چون من نتواند شما را به راه آورد كس ديگرى اين كار را نمىتواند انجام دهد.
عجب اينكه با آن همه يأس و نااميدى از اين جمعيّت، باز امام عليه السّلام به نصايح تازهاى مىپردازد. شرايط زمان و محيط را براى آنها تشريح مىكند و ارزش شهادت در راه خدا را براى آنها بازگو مىكند و مىفرمايد: «آگاه باشيد آنچه از دنيا روى آورده بود، پشت كرده و آنچه پشت كرده بود، روى آورده است»؛ (ألا إنّه قد أدبر من الدّنيا ما كان مقبلا، و أقبل منها ما كان مدبرا).
اشاره به اينكه با طلوع آفتاب عالمتاب اسلام و ظهور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله نيكيها و فضيلتها به جامعه انسانى روى آورد، ولى اكنون با ظهور بنى اميّه و بازماندگان دوران