پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨ - بخش ششم
بخش، گواه روشنى بر اين مطلب است و همين امر سبب شده است كه اين بخش و مرجع ضميرهاى آن در هالهاى از ابهام فرورود و هريك از مفسّران، احتمالى درباره آن بدهند؛ ولى به اعتقاد ما قرائنى در مجموع اين بخش وجود دارد كه هرگونه ابهام را برطرف مىسازد كه به آن اشاره مىكنم.
نخست مىفرمايد: «او براى حفظ حكمت و دانش، زرهى كه حافظ آن است بر تن كرده و حكمت را با همه آدابش را دربر گرفته، توجه خاص به آن نموده و آن را به خوبى شناخته و يكسره به آن پرداخته است»؛ (قد لبس للحكمة جنّتها [١]، و أخذها بجميع أدبها، من الإقبال عليها، و المعرفة بها، و التّفرّغ لها).
در اينكه منظور از اين شخص حكيم كه حكمت همه وجود او را پر كرده و توجه او را به خود جلب نموده و آن را با همه آداب دربر گرفته كيست، احتمالات متعددى داده شده كه از جمله چهار احتمال زير است:
١- گروهى گفتهاند: اين كلام، اشاره به حضرت مهدى عليه السّلام و دوران غيبت و قيام اوست.
ابن ابى الحديد اين نظر را به اماميه نسبت داده است و در آغاز آن را نمىپذيرد؛ ولى در پايان به عنوان كسى كه در آخر الزمان متولّد مىشود و نامش مهدى عليه السّلام است، اين نظريه پذيرفته است.
٢- فلاسفه گفتهاند: مراد از آن نخبگان عرفا هستند كه در هرزمان در ميان مردم وجود دارند.
٣- از بعضى متصوفه نقل شده كه منظور اولياء اللّه و سالكان طريق حقيقتند كه
[١]. «جنّه» از ريشه «جنّ» بر وزن «فنّ» به معناى پوشاندن چيزى است و به ديوانه از اين جهت مجنون گفته مىشود كه گويى پردهاى بر عقلش كشيده است و جن موجودى است ناپيدا و جنين در رحم پوشيده شده است. باغ را از اين جهت «جنّت» مىگويند كه زمينش از درختان پوشيده است و «جنان» بر وزن زمان به قلب گفته مىشود كه در سينه پنهان است و «جنّه» كه در خطبه بالا آمده به معناى زره و سلاحهاى دفاعى ديگرى كه انسان خود را با آن مىپوشاند.