پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٥ - نكته نگاه ديگرى به خطبه همّام
پايان مىيابد. كسانى هستند كه بر اثر ضعف ايمان و اراده در همان گام اوّل فرومىمانند؛ ولى افرادى همچون همّام با پيمودن اين يك صد و ده گام به ديدار معبود مىرسند.
از مزاياى اين خطبه اين است كه تقوا را از صورت منفى آنكه در اذهان بعضى است بيرون برده و به صورت مثبتش كه در آيات و روايت اسلامى است، معرفى مىكند. اين خطبه نمىگويد براى اينكه پاك بمانى از همهچيز دورى گزين، مبادا آلوده شوى، بلكه مىگويد در دل جامعه و در ميان امواج خروشان زندگى دنياپرستان آنچنان باش كه گردى بر دامان تو ننشيند، همچون انسان قوىّ البنيهاى كه در جمع بيماران، سالم مىماند و همه ميكروبهاى بيمارىزا را خنثى مىسازد.
مرحوم علامه شهيد مطهرى در «ده گفتار» خود از عهده بيان اين سخن به خوبى برآمده و ضمن اينكه تقوا را به دو نوع تقسيم مىكند؛ تقوايى كه ضعف است و تقوايى كه قوّت است در بيان نوع اول مىگويد: «تقواى ضعف اين است كه انسان براى اينكه خود را از آلودگيهاى معاصى حفظ كند از موجبات آنها فرار كند و نوع دوم آن است كه در روح خود چنان حالت و قوّتى به وجود آورد كه به او مصونيت روحى و اخلاقى ببخشد.
سپس مىافزايد: «ادبيات منظوم و منثور ما، تعليماتى ديده مىشود كه كموبيش تقوا را به صورت اوّل كه ضعف است نشان مىدهد؛ آنگونه كه در اشعار سعدى مىخوانيم:
|
بديدم عابدى در كوهسارى |
قناعت كرده از دنيا به غارى |
|
|
چرا گفتم به شهر اندر نيايى |
كه بارى بند از دل برگشايى |
|
|
بگفت آنجا پريرويان نغزند |
چو گل بسيار شد پيلان بلغزند |