پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٣ - نه وصف مهم ديگر
دهندهاى ندا مىدهد: اهل فضل كجايند، جماعتى از مردم برمىخيزند (كه ما هستيم) فرشتگان رو به آنها مىكنند و مىگويند: فضل شما در چه بود، مىگويند: «كنّا نصل من قطعنا و نعطى من حرمنا و نعفو عمّن ظلمنا؛ ما با كسانى كه از ما قطع رابطه كرده بودند پيوند برقرار ساختيم و به كسانى كه ما را محروم ساخته بودند عطا مىكرديم و از كسانى كه به ما ستم كرده بودند، گذشت مىكرديم». در اين هنگام به آنها گفته مىشود:
«صدقتم ادخلوا الجنّة؛ راست گفتيد (شما اهل فضيلتايد) همگى داخل بهشت شويد». [١]
قرآن مجيد نيز اين دستور را بهطور عام و گسترده به ما داده است؛ خطاب به پيامبر مىفرمايد: « «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ» بدى را به بهترين راه و روش دفع كن (و پاسخ بدى را به نيكى ده)». [٢]
آنگاه امام عليه السّلام شش وصف برجسته ديگر پرهيزگاران را در عبارتى بسيار كوتاه و پرمعنا بيان كرده، مىفرمايد: «سخن زشت و خشونتآميز از او دور است، گفتارش نرم و ملايم، منكرات از او غايب، و معروف و كارهاى شايسته او حاضر و آشكار، نيكىاش روى آورده و شرّش پشت كرده است»؛ (بعيدا فحشه [٣]، ليّنا قوله، غائبا منكره، حاضرا معروفه، مقبلا خيره، مدبرا شرّه).
اين اوصاف ششگانه كه دوبهدو در مقابل هم قرار گرفتهاند و يكديگر را تفسير مىكنند، اشاره به برخوردهاى اجتماعى پرهيزگاران است.
دو جمله «بعيدا فحشه، ليّنا قوله» اشاره به اين است كه برخورد آنان با همه مردم با زبان خوب و تعبيرات محبّتآميز است و خشونت در گفتار و سخنان زشت از آنها دور
[١]. الكافى، جلد ٣، صفحه ١٤٩.
[٢]. مؤمنون، آيه ٩٦.
[٣]. «فحشه» فحش به هركارى گفته مىشود كه از حدّ اعتدال خارج شود و به اصطلاح در حدّ فاحش قرار گيرد. بدين جهت سخنان زشت و اعمال قبيح و منكر را كه قبح و زشتى آنها آشكار است فحش مىگويند.
كلمه فاحشه و فحشا نيز از همين معنا گرفته شده است.