پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٧ - ترجمه
بخش سوم
و أمّا النّهار فحلماء علماء، أبرار أتقياء. قد براهم الخوف بري القداح ينظر إليهم النّاظر فيحسبهم مرضى، و ما بالقوم من مرض؛ و يقول: لقد خولطوا!.
و لقد خالطهم أمر عظيم! لا يرضون من أعمالهم القليل، و لا يستكثرون الكثير. فهم لأنفسهم متّهمون، و من أعمالهم مشفقون إذا زكّي أحد منهم خاف ممّا يقال له، فيقول: أنا أعلم بنفسي من غيري، و ربّي أعلم بي منّي بنفسي! اللّهمّ لا تؤاخذني بما يقولون، و اجعلني أفضل ممّا يظنّون، و اغفر لي ما لا يعلمون!
ترجمه
پرهيزگاران به هنگام روز، دانشمندانى بردبار و نيكوكارانى باتقوا هستند، ترس و خوف (در برابر مسؤوليتهاى الهى) بدنهاى آنها را همچون چوبههاى تير، تراشيده و لاغر ساخته است، آنگونه كه بينندگان (ناآگاه) آنها را بيمار مىپندارند، در حالى كه هيچ بيمارى در وجودشان نيست و گوينده (بىخبر و غافل) مىگويد: افكارشان بههمريخته و بيماردلاند، در حالى كه انديشهاى بس بزرگ با فكر آنان آميخته است. از اعمال اندك، خشنود نمىشوند و اعمال فراوان خود را زياد نمىشمارند، بلكه پيوسته خود را (به كوتاهى و قصور) متّهم مىسازند، و از اعمال خود نگرانند، هرگاه يكى از آنها را مدح و ستايش كنند. از آنچه درباره او گفته شده به هراس مىافتد و مىگويد: من از ديگران نسبت به خود آگاهترم و پروردگارم به اعمال من از من آگاهتر است. بارالها! مرا به جهت نيكيهايى كه به من نسبت مىدهند مؤاخذه مفرما! و مرا برتر از آنچه آنها گمان مىكنند قرار ده و گناهانى را كه من دارم و آنها نمىدانند ببخش!