پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٩ - ٢- فرق ميان سحر و معجزه
حضرت موسى و ناقه صالح و خاموش و سرد شدن آتش نمرود در مورد ابراهيم عليه السّلام و معجزه شقّ القمر و از همه بالاتر اعجاز قرآن از جهات مختلف در مورد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله.
واضح است كه هرگز معجزه به معناى تحقّق معلول بىعلت نيست تا افرادى آن را انكار كنند، بلكه به معناى استمداد از علل ناشناخته فوق طبيعى است و اين ادعا كه ما تمام علل طبيعى و مافوق طبيعى را شناختهايم، ادعايى است كه هيچكس آن را نمىپذيرد.
از سوى ديگر سحر يك واقعيت است، هرچند با خرافات زيادى آميخته شده است.
ساحران معمولا از علل طبيعى استفاده مىكنند؛ ولى علل و اسبابى كه مردم عادى از آن اطلاعى ندارند، مثلا درباره سحر ساحران عصر موسى عليه السّلام گفتهاند: آنها چيزى شبيه مار ساختند و درون آن را «جيوه» ريختند. هنگامى كه آفتاب بر آن تابيد به علت «فرّار بودن» جيوه آن مارهاى ساختگى به حركت درآمد، بنابراين كار آنها خارق عادت بود؛ اما با استفاده از اسباب ناشناخته براى توده مردم.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه مردم از كجا تفاوت سحر را از معجزه بفهمند تا بتوانند پيامبران را از ساحران دروغگو بشناسند؟
فرق ميان اين دو واضح است، زيرا اوّلا سحر ساحران چون متّكى به علوم محدود بشرى است طبعا محدود است، و لذا ساحران خارق عادتى را كه خود مىخواهند انجام مىدهند نه خارق عادتى را كه مردم پيشنهاد مىكنند، زيرا كار آنها متّكى به تجربيات و تمرينات و رياضتهاى قبلى است.
اما در مورد اعجاز، انبيا به سراغ امورى مىرفتند كه مردم پيشنهاد مىكردند؛ مانند معجزه بالا و معجزه شق القمر و معجزات مختلفى كه از موسى بن عمران درخواست كردهاند، هرچند بعضى از انبيا در آغاز معجزاتى نيز با خود داشتند؛ مانند معجزه قرآن و معجزه عصا و يد بيضا.
ثانيا معجزات انبيا توأم با ادّعاى نبوّت بود، در حالى كه خارق عادات ساحران هرگز با