پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠ - شرح و تفسير درس ديگرى از داستان موسى بن عمران
تعجّب نمىكنيد كه بقاى ملك و دوام عزّتم را تضمين مىكنند در حالى كه فقر و ذلّت از سر و وضعشان مىبارد؟! (اگر راست مىگويند) چرا دستبندهايى از طلا (از سوى خدا) به آنها داده نشده است؟
اين سخن را فرعون به جهت بزرگ شمردن طلا و گردآورى آن و تحقير پشم و پوشيدن آن گفت، در حالى كه اگر خداوند سبحان مىخواست به هنگام مبعوث ساختن پيامبرانش درهاى گنجهاى طلا و معادن زر ناب و باغهاى خرّم و سرسبز را به روى آنها بگشايد؛ مىگشود و اگر اراده مىكرد پرندگان آسمان و وحوش زمين را همراه آنها گسيل دارد؛ مىداشت؛ ولى اگر اين كار را مىكرد ارزش آزمايش از ميان مىرفت، پاداش و جزاى نيكوكاران بىاثر مىشد و وعدههاى الهى بىفايده مىگشت، مطيعان، مستحقّ اجر و پاداش امتحاندهندگان نمىشدند و مؤمنان استحقاق ثواب نيكوكاران را نمىيافتند و نامها (نام مسلم، مؤمن، مخلص و ...) با معانى خود همراه نمىگشت. اما خداوند سبحان پيامبران خود را از نظر عزم و اراده، قوى و از نظر ظاهر، فقير و تهيدست در چشم مردم قرار داد؛ ولى فقرى توأم با قناعتى كه قلبها و چشمها را پر از غنا مىكرد، همراه ضعف ظاهرى كه چشمها و گوشها (ى دنياپرستان) را آزار مىداد (در جهات معنوى، قوى و نيرومند و در جهات مادّى، ساده و بىآلايش بودند).
شرح و تفسير درس ديگرى از داستان موسى بن عمران
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه، نكوهش كبر و غرور و تعصب را كه هدف اصلى مجموع خطبه است از طريق ديگرى كه بسيار آموزنده است، دنبال مىكند و به داستان موسى بن عمران هنگامى كه به اتفاق برادرش در حالى كه لباسهاى بسيار ساده در تن داشتند و بر فرعون وارد شدند و مورد تحقير فرعون متكبّر واقع گشتند اشاره مىكند و مىفرمايد:
«موسى بن عمران با برادرش هارون (عليهما السلام) بر فرعون وارد شدند؛ در حالى كه