پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩ - شرح و تفسير سرنوشت دنيا و دنياپرستان
است كه راه چاره بسته شده، حوادث غافلگيركننده فرارسيده «و هنگام فرار و نجات نيست»؛ (و قد أدبرت الحيلة، و أقبلت الغيلة [١]، «وَ لاتَ [٢] حِينَ مَناصٍ») [٣].
مىافزايد: «هيهات هيهات! (در اين هنگام كار از كار گذشته) آنچه بايد از دست برود از دست رفته، گذشتهها گذشته و دنيا همچنان به راه خود ادامه مىدهد (كسى از آنان ياد نمىكند) نه آسمان بر آنها گريست و نه زمين، و نه به آنها مهلتى داده شد»؛ (هيهات هيهات! قد فات ما فات، و ذهب ما ذهب، و مضت الدّنيا لحال بالها [٤]، «فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ»).
آرى! آنها كه روزى بر مركب غرور سوار بودند در كاخهاى پر زرقوبرق مىزيستند و خود را فرمانروايان زمين و آسمان مىپنداشتند، هنگامى كه پنجههاى نيرومند قضا گلوى آنها را گرفت، چنان ذليلانه تسليم شدند و با دنيا وداع گفتند كه گويى هرگز نبودند؛ چشمى براى آنها گريان نشد و خاطرى پژمان نگشت و بعد از آنها دنيا همچنان به راه خويش ادامه مىدهد و پيش مىرود و اقوام و ملّتها و قدرتمندان و زورمندان، يكى بعد از ديگرى مىآيند و مىروند و گرد و غبار نسيان و فراموشى بر تاريخشان پاشيده مىشود.
جمله «وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ» كه عينا از قرآن مجيد [٥] گرفته شده درباره گروههايى از اقوام پيشين است كه گرفتار غرور اختلاف بودند و زندگى دنيا را جاودان مىپنداشتند- و هنگامى كه در چنگال عذاب الهى گرفتار شدند فرياد مىزدند و كمك مىخواستند؛ ولى وقت نجات گذشته بود.
[١]. «غيله» به معناى شرّ و تصميم خطرناك مخفيانه و غافلگيرانه است. اين واژه به ترور كردن اطلاق مىشود.
[٢]. «لات» براى نفى است و در اصل «لا نافيه» بوده و تاء تأنيث براى تأكيد به آن افزوده شده است و بعضى تاء را زائده و براى مبالغه مىدانند.
[٣]. «مناص» به معناى فرارگاه و پناهگاه از ريشه «نوص» به معناى فرار است.
[٤]. «بال» به معناى قلب و درون است.
[٥]. ص، آيه ٣.