پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧ - شرح و تفسير سرنوشت دنيا و دنياپرستان
اين مسئله را ما با تجربه دريافتهايم كه افراد هنگامى كه گرفتار دنيا مىشوند سپس بيدار مىگردند و قصد فرار دارند دست و پاى آنها را امور مختلفى مىبندند و با زحمت زياد، بايد راه را پيدا كنند.
سپس به سرنوشت دنياپرستان اشاره كرده مىفرمايد: « (هنگامى كه فرمان مرگشان صادر مىشود) دژهاى محكم، صاحبان خود را تسليم مىكنند و خانههايشان آنان را بيرون مىافكنند و تدبيرشان آنها را خسته و ناكام مىسازد»؛ (فأسلمتهم المعاقل [١]، و لفظتهم [٢] المنازل، و أعيتهم المحاول [٣]).
آرى! هنگامى كه پيمانه آنها لبريز مىشود همه چيز او را در برابر حوادث تنها مىگذارد؛ نيرومندترين قلعهها و محكمترين خانهها دفاعى از او نمىكنند و تدبيرهايش نتيجه معكوس مىدهند و او را تسليم مرگ مىسازند و مطابق ضرب المثل معروف:
«چون قضا آيد طبيب ابله شود».
در نتيجه سرنوشت مغروران دنياپرست به يكى از چند صورتى كه امام در ادامه اين سخن بيان فرموده، رقم مىخورد، مىفرمايد: «يا نجاتيافتهاى مجروحند يا مردهاى پاره پاره، يا سر از تن جدا شده، يا غرق به خون، يا پشيمانى كه هردو دستش را به دندان مىگزد، يا حسرتمندى كه دستها را به هم مىسايد، يا حيرتزدهاى كه سر را به روى دستها تكيه داده (و به فكر فرورفته) يا پشيمانى كه بر اشتباهات خويش تأسف مىخورد (و خود را شايسته ملامت مىبيند) و يا از تصميم برگشتهاى (كه راه چاره را در برابر خود مسدود مىبيند»؛ (فمن ناج معقور [٤]، و لحم مجزور [٥]، و شلو [٦] مذبوح، و دم
[١]. «معاقل» جمع «معقل» بر وزن «مجلس» به معناى دژ محكم و پناهگاه است.
[٢]. «لفظت» از ريشه «لفظ» بر وزن «حذف» به معناى بيرون افكندن گرفته شده و الفاظ را از اين جهت الفاظ مىگويند كه گويى از دهان پرتاب مىشود.
[٣]. «محاول» جمع «محاله» بر وزن «حواله» يعنى قدرت تدبير و تصرّف.
[٤]. «معقور» از ريشه «عقر» بر وزن «فقر» يعنى مجروح كردن و كشتن شتر يا قطع كردن دست و پاى حيوان.
[٥]. «مجزور» به معناى مقطوع و سربريده از ريشه «جزر» بر وزن «مرز» قطع كردن است.
[٦]. «شلو» بخشى از گوشت حيوان مذبوح را گويند.