پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥ - شرح و تفسير سرنوشت دنيا و دنياپرستان
اما دگرگونى حال دنيا بر كسى پوشيده نيست چه بسا شبانگاه، بر تخت قدرت نشسته و قصد كشورگشايى دارد؛ ولى سحرگاه نه تن سر و نه سر تاج دارد! با يك گردش چرخ نيلوفرى نيرومندان سقوط مىكنند و ضعيفان به قدرت مىرسند و عزيزان ديروز ذليلان امروز مىگردند.
اما متزلزل بودن گامهاى آن به آن علت است كه قرارگاه انسان در اين جهان دائما متزلزل است بر هرچيز تكيه كند- مال، ثروت، جوانى و سلامتى- همه امورى متزلزلند. و امّا اينكه عزّتش عين ذلّت است، بعضى از شارحان آن را به اين معنا تفسير كردهاند كه عزّتهاى مادى و نامشروع سبب ذلّت در آخرت است و بعضى گفتهاند: سبب دورى از خدا در همين دنياست؛ ولى تفسير روشنتر آن است كه عزّتهاى مادّى سبب وابستگيهاى شديد مىشود، وابستگيهايى كه او را به ذلّت مىكشاند و براى حفظ آن بايد در مقابل هركس و ناكس سر فرود آورد.
اما اينكه جدّ آن هزل و شوخى است علت آن ناپايدارى و سرعت زوال و عدم استقرار است و بلندىاش پستى است از اينرو كه افراد بلند مقام براى حفظ قدرت خويش تن به پستيهاى فراوانى مىدهند و از افراد آلوده و كثيف براى حفظ قدرت خود بهره مىگيرند.
سپس با دو صف ديگر، اين مطلب را كاملتر مىسازد و مىفرمايد: «دنيا سراى غارت و دزدى و ربودن (اموال و مقامات يكديگر) و تباه شدن و هلاكت است و اهل آن پيوسته آماده حال حركت (به سوى مرگ) و پيوستن (به پيشينيان) و جدايى (از دوستان و عزيزان) هستند»؛ (دار حرب و سلب، و نهب و عطب. أهلها على ساق و سياق [١]، و لحاق و فراق [٢]).
[١]. «ساق» به معناى ساق پاست و تعبير به «على ساق» در جايى گفته مىشود كه كسى بر پا ايستاده و آماده انجام كارى است و «سياق» از ريشه «سوق» به معناى راندن و به پيش بردن است، بنابراين جمله «على ساق و سياق» مفهومش اين است كه اهل دنيا آماده حركت و راهى شدن به سوى جهان ديگرند.
[٢]. «لحاق» و «فراق» نقطه مقابل يكديگرند؛ «لحاق» به معناى ملحق شدن و «فراق» به معناى جدا شدن است.