پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١ - شرح و تفسير نداى بيدارگر تقوا را بشنويد
ديگر از اوصاف رذيله دنيا همگان را از گرفتار شدن در دام آن بر حذر مىدارد و مىفرمايد:
«آگاه باشيد دنيا همچون زن هرزه عشوهگر و خودنمايى است كه مردم را به سوى خود فرا مىخواند و يا همچون حيوان سركشى صاحبش را از خود مىراند، دروغگويى است پر خيانت، ناسپاسى است حقنشناس و دشمنى است بازدارنده و پشتكنندهاى است مضطرب و نگران»؛ (ألا و هي المتصدّية [١] العنون [٢]، و الجامحة [٣] الحرون [٤]، و المائنة [٥] الخؤون [٦]، و الجحود الكنود [٧]، و العنود الصّدود [٨]، و الحيود [٩] الميود [١٠]).
(١). «متصديه» به معناى زنى است كه خود را به مردان عرضه مىدارد كه به زن بدكاره تفسير مىشود، از ريشه «تصدّى» به معناى عرضه كردن گرفته شده است.
(٢). «عنون» از ريشه «عنّ» بر وزن «ظنّ» به معناى خودنمايى گرفته شده است.
(٣). «جامحه» به معناى چموش و سركش از «جموح» بر وزن «فتوح» گرفته شده است.
(٤). «حرون» نيز به معناى سركش است، با اين تفاوت كه «جموح» حيوانى است كه بدون كنترل به هرطرف مىرود و «عنون» حيوانى است كه سركشى مىكند و مىايستد و قدم از قدم برنمىدارد.
(٥). «مائنه» يعنى دروغگو از ريشه «مين» بر وزن «عين» به معناى كذب گرفته شده است.
(٦). «خؤون» به معناى خيانتگر از ريشه خيانت است.
(٧). «كنود» يعنى ناسپاس و بخيل. در اصل به زمينى مىگويند كه چيزى از آن نمىرويد.
(٨). «صدود» يعنى اعتراضكننده و بازدارنده. از ريشه «صدّ» گرفته شده كه در دو معنا استعمال مىشود:
اعراض و منع.
(٩). «حيود» به معناى گريزان و پشتكننده، از «حيد» بر وزن «صيد» گرفته شده است.
(١٠). «ميود» به معناى منحرق و مضطرب از ريشه «ميدان» بر وزن «ضربان» به معناى تزلزل و اضطراب و انحراف گرفته شده است.