پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١ - نكته نقش هجرت در اسلام
آهستهآهسته تربيت كرد و قبل از آنكه كه خود به مدينه هجرت كند آنها را به مدينه فرستاد. جمعى از پاكدلان مدينه به آنها پيوستند و با يكديگر هم پيمان شدند و در چنين شرايطى پيامبر به مدينه آمد و مورد استقبال واقع شد و آزادانه به نشر اسلام پرداخت و نخستين مسجد به زودى ساخته شد.
حركت هجرت به عنوان فريضهاى الهى همچنان ادامه يافت؛ يعنى هركس در هر كجا از جزيرة العرب مسلمان مىشد مىبايست به مدينه نزد پيامبر بشتابد و جمعيت مسلمانان را تقويت كند و آنها كه مهاجرت نمىكردند طبق صريح آيه مشمول ولايت اسلامى نبودند: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا» [١]
سرانجام هنگام فتح مكّه كه اسلام سايه خود را بر همه منطقه گسترانيد موضوع هجرت ظاهرا پايان يافت و افرادى كه بعد از آن تاريخ از مكه به مدينه مىآمدند جزو مهاجران محسوب نمىشدند و طبق روايت مشهورى پيامبر اكرم فرمود: «لا هجرة بعد فتح مكّة؛ بعد از فتح مكه هجرتى در كار نيست». [٢]
سپس هجرت مفهوم وسيع و گستردهترى پيدا كرد؛ كسانى كه از بلاد كفر به بلاد اسلام مىرفتند جزو مهاجران بودند و همچنين كسانى كه براى دفع شر دشمنان اسلام از منطقهاى به منطقه ديگر منتقل مىشدند از مهاجرين محسوب مىشدند، لذا در حديثى از پيامبر اكرم مىخوانيم: «أيّها النّاس هاجروا و تمسّكوا بالإسلام فإنّ الهجرة لا تنقطعوا ما دام الجهاد؛ اى مردم هجرت كنيد و اسلام را محكم بگيريد، زيرا هجرت تا زمانى كه جهاد برپاست قطع نمىشود». [٣]
سپس از اين معنا هم فراتر رفت و هجرت درونى و معنوى افزون بر هجرت برونى و
[١]. انفال، آيه ٧٢.
[٢]. كنز العمال، حديث ٤٦٢٥١.
[٣]. همان، حديث ٤٦٢٦٠.