پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢ - شرح و تفسير راستى او بزرگ است!
فرستاد. سهم هرمكانى را (از باران) مشخص ساخت و با آن زمينهاى خشك را آبيارى نمود و گياهان را بعد از خشكسالى روياند.
شرح و تفسير راستى او بزرگ است!
امام عليه السّلام در پايان اين خطبه در واقع يك جمعبندى كلى بيان مىكند و همه موجودات زمين و آسمان و انواع پرندگان و ابر و باد را سر بر فرمان او مىشمرد و مىفرمايد: «بزرگ و جاويدان است خداوندى كه همه كسانى كه در آسمانها و زميناند از روى اختيار يا اجبار در برابرش سجده مىكنند و صورت و جبين را براى او بر خاك مىسايند و طوق عبادت او را در سلامت و ضعف به گردن مىنهند و زمام اختيار خويش را از روى ترس و بيم به او مىسپارند»؛ (فتبارك [١] اللّه الّذي يسجد له «مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً» [٢]، و يعفّر [٣] له خدّا [٤] و وجها، و يلقي إليه بالطّاعة سلما و ضعفا، و يعطي له القياد رهبة و خوفا!).
سجود در اينجا ممكن است اشاره به خضوع ارادى در برابر ذات پاك پروردگار باشد، چون فاعل آن، صاحبان عقلاند كه از كلمه «من» فهميده مىشود. اين احتمال نيز داده
[١]. «تبارك» از ريشه «بركت» در اصل از «برك» بر وزن «برگ» به معناى سينه شتر گرفته شده و از آنجا كه شتران به هنگام ثابت ماندن در جايى سينه خود را به زمين مىچسبانند اين ماده به معناى ثبوت و دوام و استقرار چيزى به كار مىرود و به آبگير از آن جهت «بركه» مىگويند كه آب مدتى در آن ثابت مىماند و مبارك به چيزى مىگويند كه خير آن باقى و ثابت باشد، بنابراين «تبارك» هنگامى كه در مورد خداوند به كار مىرود به معناى پربركت و جاويد است.
[٢]. رعد، آيه ١٥.
[٣]. «يعفّر» از ريشه «عفر» و «عفر» بر وزن «فقر» و سفر به معناى خاك گرفته شده است، بنابراين تعفير به معناى خاك ماليدن است.
[٤]. «خدّ» در اصل به معناى شكاف است. سپس به فرورفتگى بين گونهها و بينى و به خود گونه و دو طرف صورت اطلاق شده و در اينجا به معناى دو طرف صورت است.