پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧ - و من كلام له عليه السّلام
[ادامه خطبههاى امام امير مؤمنان عليه السلام]
خطبه ١٨١ [١] و من كلام له عليه السّلام
و قد أرسل رجلا من أصحابه، يعلم له علم أحوال قوم من جند الكوفة، قد همّوا باللّحاق بالخوارج، و كانوا على خوف منه عليه السّلام، فلمّا عاد إليه الرّجل قال له: «أ أمنوا فقطنوا [٢]، أم جبنوا فظعنوا [٣]؟» فقال الرّجل: بل ظعنوا يا أمير المؤمنين. فقال عليه السّلام: از سخنان امام عليه السّلام است امام عليه السّلام يكى از ياران خود را فرستاد تا از وضع گروهى از سپاه كوفه كه تصميم داشتند
[١]. سند خطبه:
با توجه به ارتباط و پيوند اين خطبه با خطبه ٤٤، صاحب مصادر اسناد آن را ذيل خطبه ٤٤ آورده است. او مىگويد:
افراد متعددى كه قبل از سيّد رضى بودهاند داستان اين گروه را در كتابهاى خود آوردهاند، از جمله طبرى مورخ معروف در تاريخ خود در حوادث سال ٣٨ هجرى و ثقفى در كتاب الغارات و بلاذرى در انساب الاشراف. گروه ديگرى نيز مانند ابن عساكر در تاريخ دمشق و ابو الفرج اصفهانى در الأغانى در شرح حال مثقلة بن هبيرة آن را ذكر كردهاند. (مصادر نهج البلاغه، جلد ١، صفحه ٤٥١- ٤٥٢ و جلد ٢، صفحه ٤٤١).
[٢]. «قطنوا» از ريشه «قطون» بر وزن «فنون» به معناى اقامت گزيدن و توطّن كردن است.
[٣]. «ظعنوا» از ريشه «ظعن» بر وزن «رهن» نقطه مقابل قطون و به معناى كوچ كردن است.