پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٣ - شرح و تفسير
آن حيات مادى است كه توده مردم از آن سير نمىشوند.
شگفتآور است كه در اين جا شارحان نهج البلاغه هر كدام، احتمالى درباره جمله بالا ذكر كردهاند در حالى كه تفسيرش روشن است و اين شبيه چيزى است كه در كلمات قصار امير مؤمنان عليه السّلام آمده است كه: «منهومان لا يشبعان طالب علم و طالب دنيا؛ دو گرسنهاند كه هرگز سير نمىشوند، طالب علم و طالب دنيا». [١] به هر حال منظور از «حكمت» در عبارت فوق، علم و دانش است همان علم و دانشى كه انسان را به خدا نزديك كند، و امور زندگى مادى و معنوى را نظام بخشد، و از بيهوده كارى باز دارد، و در يك جمله، همان گونه كه در قرآن مجيد آمده است: خير كثير را عائد صاحبش بنمايد؛ «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً» [٢].
امام عليه السّلام در عبارت پر معنى بالا، اوصاف پنجگانهاى براى حكمت بيان مىكند، و موقعيت آن را در زندگى مادى و معنوى بشر روشن مىنمايد، نخست مىفرمايد: حكمت، حيات قلب مرده است يعنى ارواح و افكارى كه بر اثر جهل همچون مردگان هيچ حركت و اثر مثبتى ندارند، در پرتو علم و حكمت جان مىگيرند و زنده مىشوند و به حركت در مىآيند.
دوّم و سوّم اين كه: حكمت، چشمان كوردلان و گوشهاى ناشنوايان را بينا و شنوا مىكند و حقايقى را كه به خاطر فرو افتادن پردههاى جهل بر چشم و گوش ناآگاهان قابل ديدن و شنيدن نبود براى آنها روشن مىسازد به گونهاى كه چهره حق را در سرتاسر آفرينش مىبينند و آواى تسبيح موجودات را
[١] نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٤٥٧.
[٢] بقره، آيه ٢٦٩.