منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٧٧ - الترجمة
الترجمة
اين كتاب يازدهم از باب مختار كتب و رسائل أمير ٧ است كه در آن لشكرى را كه بسوى دشمني گسيل داشت بدستورهايى وصيت كرده است.
أمير ٧ أين نامه را به شريح بن هانى و زياد بن نضر نوشت گاهى كه آن دو را بر لشكرى امارت داد و در اثناى راه بمخالفت يكديگر اقدام كردند و هر يك نامهاى بأمير المؤمنين ٧ نوشت و از مخالفت ديگري حضرتش را اعلام كرد. و زياد نامه نوشت كه شريح از طاعت من سر باز زد و براى من حقى روا نمىدارد و أمر أمير را سبك شمرده و پيمانش را ترك گفت، و شريح نامه نوشت كه زياد تكبّر نمود و بدخويى كرد و عجب و خودبينى و فخر او را به گفتار و كردارى كه خداوند از آن خرسند نيست كشانيد، و از أمير ٧ عزلش را درخواست كرد. چون نامه آن دو بان بزرگوار رسيد در جوابشان مرقوم فرمود:
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم از بنده خدا عليّ أمير المؤمنين به زياد بن نضر و شريح بن هانى؛ درود بر شما، من با شما حمد ميكنم خدايى را كه نيست جز او خدايى أمّا بعد همانا كه توليت مقدّمه لشكر را به زياد برگزار كردهام و او را أمير بر آنان گردانيدم. و شريح بر طائفهاى از ايشان أمير است. پس اگر كار شما به وفاق كشيد زياد بر مردم أمير است، و اگر به خلاف انجاميد هر يكى بر طائفهاى كه شما را بر آنها والى گردانيدم أمير خواهد بود.
بدانيد كه مقدّمه لشكر ديد بانشانند و طليعه ديدبان مقدّمهاند (مقدّمه گروهى هستند كه پيشاپيش لشكرند و جاسوسشان، و طليعه نفرى چند كه جاسوس مقدّمهاند) از اين روى چون از شهر خود بدر رفتيد از فرستادن طليعهها بگوشه و كنار و اين سوى و آن سوى خوددارى نكنيد و از تفتيش و تجسّس در درّهها و پشت درختها و كوهها و مانند آنها از هر سوى كوتاهى نكنيد و از كثرت اين كار ملال نگيريد كه مبادا دشمن در كمين باشد و ناگهان شما را بفريبد و غفلت گير كند.
و بايد كه سپاه از شبروى بر حذر باشند و فقط از بامداد تا شامگاه راه بپيمايند