منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٦٣ - الترجمة
|
مردگان را اين جهان بنمود فرّ |
ظاهرش زفت و بمعنى تنگتر |
|
|
روح از ظلم طبيعت باز رست |
مرد زندانى ز فكر حبس جست |
|
و قد مضى بيان باقي كلامه هذا في شرح الخطبة المقدّم ذكرها من الشارح الخوئي ;، و سيأتي في شرح المختار ٧٧ من هذا الباب مباحث متعلّقة بالمقام إن شاء اللّه تعالى.
الترجمة
از سخنان أمير المؤمنين ٧ كه پيشترك از بدرود زندگانى، زمانى كه از ضربت پسر ملجم در بستر بيمارى افتاده بود بر سبيل وصيت فرموده است:
وصيّتم بشما اين است كه چيز را همتاى خدا ندانيد (شرك بخدا نياوريد) و سنّت پيمبر را تباه نكنيد، و اين دو ستون دين را كه توحيد و حفظ سنت پيمبر است بر پا بداريد، از شما نكوهش دور باد- من ديروز يار شما بودم و امروز مايه پند براى شما و فردا از شما جدا ميشوم، اگر از بيمارى نجات يافتم و در اين جهان باقى ماندم من خود وليّ خونم مىباشم و اگر نماندم مرگ ميعاد من است، اگر قاتلم را عفو كنم پس عفو براى من موجب قربت است و براى شما موجب پيشگيرى بطلب أجر و تحصيل آن بتسليم و صبر است[١] پس عفو كنيد آيا دوست نداريد كه خدا شما را بيامرزد؟ بخدا قسم از پيش آمد مرگ واردى كه آنرا ناخوش داشته باشم بمن روى نياورد، و چيزي كه آنرا بد داشته باشم بر من ظاهر نشد، و نيستم من مگر چون جوياى آب كه باب برسد، و چون طالبى كه مطلوبش را يافته است و آنچه كه نزد خدا است بهتر است براى نيكوكاران.
[١] شراح و مترجمين نهج البلاغة همه عبارت نهج را چنين نقل كردهاند: و هو لكم حسنة، و اين گونه ترجمه كردهاند كه: آن براى شما نيكوكارى و مثوبت است ولى نسخه رضى همان است كه در متن اختيار كرديم كه حسبة بود و ترجمه ما مطابق نسخه رضى است و همين با مقام مناسب است.