منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٦٩ - و كان يقول
ديده و زخمى شده) مكشيد و زخم مرسانيد، و زخم خوردهاى كه در ميان كشتگان مىبينيد بر كشتن او مشتابيد و وى را نكشيد، و زنان را اگر چه عرض شما و بزرگان و پارسايان شما را دشنام دهند و ياوه گويند بر مينگيزانيد و أذيت و آزارشان نكنيد و بدشنامشان اعتناء نكنيد چه نيرو و جان و خردشان ضعيفست، همانا كه ما در زمان پيمبر از پيمبر أمر داشتيم كه از آنها با اين كه مشرك بودند خوددارى كنيم و دست بداريم (اكنون كه بظاهر مسلمانند) و اگر در زمان جاهليت مردى زني را بسنگ و چوبدستى مىزد وى را سرزنش مىكردند و پس از مرگش فرزندانش را نكوهش مىكردند، (زمان جاهليت كه چنين بود پس مسلمان بايد حتما از اين كار ناروا دست بردارد).
و كان يقول ٧ اذا لقى العدو محاربا
هذا هو المختار الخامس عشر من باب المختار من كتبه ٧ أللّهمّ إليك أفضت القلوب، و مدّت الأعناق، و شخصت الأبصار و نقلت الأقدام، و أنضيت الأبدان. أللّهمّ قد صرّح مكنون (مكتوم- معا) الشّنان، و جاشت مراجل الأضغان. أللّهمّ إنّا نشكوا إليك غيبة نبيّنا، و كثرة عدوّنا، و تشتّت أهوائنا. ربّنا افتح بيننا و بين قومنا بالحقّ و أنت خير الفاتحين.