منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٧٨ - الترجمة
مگر اين كه اگر بخواهند شبروى كنند از پيش آمادگى داشته و خود را مجهّز كرده باشند كه اگر دشمن نابهنگام روى آورد شما نيز آماده و از پيش براى دفاع در تعبيه بوده و تهيّه ديده باشيد.
پس هر گاه بر سر دشمن فرود آييد يا دشمن بر شما فرود آيد بايد لشكرگاه شما در پيش جاهاى بلند يا دامنه كوهها يا در خم جويها باشد تا شما را از شرّ دشمنان مددى و در پيش رويتان از آنان سدّ و مانعى بود، و بايد كه كارزارتان از يك روى يا دو روى باشد (يعنى جهات ديگر بايد بكوه يا به نهر محفوظ باشد كه دشمن از هر طرف دست نيابد و حمله نكند).
و ديدهبانها و پاسبانهاى لشكر را بر سر كوهها و بر بلندى پشتهها قرار دهيد تا دشمن از رهگذر خوف يا أمن بر سر شما ناگهان فرود نيايد.
و بايد كه از پراكندگى بپرهيزيد از اين روى هر گاه فرود مىآييد همگى يك بار فرود آييد، و اگر كوچ مىكنيد همگى يك بار كوچ كنيد.
و هر گاه شب فرا رسد و فرود آمديد نيزهها و سپرها را در گرداگرد لشكر ديوار لشكر كنيد، و كار نيزهها و سپرها را به تيراندازان واگذاريد. و اگر روز هم در جايى فرود آمديد همين كار كنيد تا مبادا كه در غفلت باشيد و ناگهان دشمن بر شما بتازد چه هيچ لشكرى خواه در شب جايى فرود آيند و خواه در روز گرداگرد خود را به نيزهها و سپرها نگرفتند مگر اين كه گويى در ديوارى قرار گرفتند.
و بايد خودتان لشكر را بپاييد، و بپرهيزيد از خواب تا بيدارى شب بروز آوريد مگر اين كه خواب اندكى مضمضه كنيد. و بايد بدينسان كه گفتهام خوى كنيد و پايدار باشيد تا با دشمن روبروى شويد. و بايد هر روز از شما خبر داشته باشم. و من بخواست خدا بسرعت از پى شما خواهم آمد و بايد در جنگ تأنّي كنيد و از شتاب دورى جوييد مگر اين كه گاهي فرصت شما را بشتاب در جنگ پس از آنكه حجّت را بر خصم به پند و اندرز تمام كرده باشيد دست دهد. و مبادا تا من نيامدم اقدام بجنگ كنيد. مگر اين كه دشمن افتتاح و ابتداى به جنگ كند، يا اين كه دستور من بخواست خدا برسد. و السلام.