عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٤٥ - ٥٤٦ - مقام با عظمت خلافت
همگان رسانيد.
همانا فرشته وحى به امر خداوند بر او نازل شد كه تو در پناه آفريدگارى از دشمنان مترس و امر ولايت را كه خدا بر تو نازل كرده ابلاغ كن.
او در كنار بر كه غدير بپا ايستاد و دست على را گرفت و بلند كرد و به آوازى بلند از مردم پرسيد:
سرپرست شما و سزاوار شما كيست؟ پيشوا و راهنمايتان چه كسى است؟ در آنجا همه بدون هيچگونه ابهامى گفتند: خداى تو مولاى ماست و تو پيغمبر و رهبر ما هستى و هرگز كسى نسبت به تو عصيان نخواهد ورزيد و از گفته تو سر باز نخواهد زد.
آن گاه به على گفت: برخيز و در برابر مردم بايست، چون همانا دوست دارم و خشنودم كه تو بعد از من امام و رهبر باشى، پس هر كس من مولاى اويم همانا اين على مولا و ولى اوست و شما اى مسلمانان! نسبت به على يارانى وفادار و صادق باشيد و از سر صدق و دوستى او را يارى كنيد.
در آنجا دعا كرد كه خداوندا! دوست على را دوست بدار و با آن كس كه با على دشمنى كند دشمن باش.
حديث غدير را به عنوان آيينه منعكس كننده خلافت و امامت و رهبرى على ٧ از روز غدير راويان و محدثان و مورخان و مفسران و اديبان و حكيمان و شاعران تا به امروز در مهمترين كتب خود نقل كرده و در محور اين حديث كتبى گران و جاويد نوشتهاند.
شمار اين راويان و بازگوكنندگان و كتب آنان متجاوز از هفتصد نفر است كه در مستدركات و اضافات «الغدير» علامه امينى آمده است.