عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٣٦ - ٥٤٦ - مقام با عظمت خلافت
جنگ به حجة الوداع رسيد.
در آن برهه طاقت فرسا كه هماهنگ با بيست و سه سال زمان بود، رسول بزرگ الهى ٦ به توفيق حضرت رب الارباب موفق به ابلاغ تمام واقعيتهاى ظاهرى و باطنى اسلام شد.
اكنون از حج برمىگردد، تا يكى دو ماه باقيمانده عمر گرانمايهاش را سپرى كرده به ملاقات حضرت محبوب نايل گردد.
در مرحله اول عقل سليم حكم مىكند كه محصول زحمات طاقتفرسايش را كه امتى مسلمان و جوان است و هم چنين قرآن مجيد را كه سرمايه بىنظير عالم ملكوت است بدست كسى بسپارد كه هم چون خود او داراى روحى بلند و قلبى سليم و عقلى فعال و ارادهاى الهى باشد و در مرحله بعد تمام معارف و آثار شرعى و به خصوص آيات كتاب چنين مسئله مهمى را اقتضا مىكند، او اگر دست به چنين برنامه بسيار مهمى نزند، امت را پس از خود دچار اختلاف مىكند و اختلاف، هزاران حادثه و پىآمد را به دنبال خود براى امت خواهد آورد و از اين رهگذر ضربههاى جبران ناپذيرى به مسؤوليت او متوجه قرآن و جامعه اسلامى خواهد گشت و جامعه او از انحراف مصون نخواهند ماند!
به همين خاطر در راه بازگشت از حجة الوداع غرق در اين انديشه الهى است كه در آينده نزديك كه خورشيد جهانافروز وجودش در پس ابرهاى تيره و تار مرگ از ديدگان پنهان خواهد شد، بعد از او چه كسى مىتواند حافظ اين همه قوانين و سنن بوده، اداره كننده و رهبر توده عظيم انسانيت به سوى كمال و رستگارى باشد؟
آيا آن كس كه بعد از او با پاكترين سابقه قومى و نژادى و گذشته نيالوده به شرك و گناه، وظيفه تهذيب اخلاق را به عهده خواهد گرفت كيست و شخصى كه در ميان مردم به حق و عدالت قضاوت خواهد كرد كدام است؟
آيا آن فكر بلندى كه از سرچشمه علم الهى سيراب خواهد شد، از آن چه كسى است