عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٢٤ - ٥٤١ - فاطمه زهرا
از اعتبار و ارزشى مافوق تمام اعتبارات و ارزشها برخوردار است.
در مسئله ولادت آن جناب در روايات چنين آمده:
پيامبر اسلام ٦ همراه على ٧ و عمار و حمزه و منذر و عباس و ديگر صحابه در ابطح نشسته بود، ناگاه جبرييل به صورت اصلى خود در حالى كه بالهايش مشرق و مغرب را پر كرده بود بر حضرت نازل شد و ندا داد: يا محمد! على اعلى تو را سلام مىرساند و امر مىكند چهل شبانه روز از خديجه دورى كن.
آن حضرت در آن چهل شبانه روز به امر حضرت رب العزه روزها را روزه مىداشت و شبها را تا صبح به عبادت مشغول بود.
در آن هنگام به خديجه مرضيه پيام داد كه نيامدن من نزد تو به دستور خداست، بر خود گمان بد مبر كه خداوند عزيز روزى چند بار به وجود تو بر ملائكه مباهات مىنمايد!!
چون چهل شبانه روز تمام شد امين وحى نزد آن جناب آمد و عرضه داشت:
خداوندت سلام مىرساند و مىفرمايد: براى تحفه و كرامت من مهيا شو، پس ميكاييل بر آن حضرت نازل شد و طبقى آورد كه پارچهاى از سندس بهشت روى آن بود و عرضه داشت: پروردگار مىفرمايد: امشب به اين طعام افطار كن، على ٧ مىفرمايد: در آن چهل شب هرگاه وقت افطار مىشد، پيامبر ٦ اجازه مىدادند هركس بخواهد آن حضرت را ملاقات نمايد ولى در شب چهلم فرمود: يا على! كنار در خانه بنشين و از ورود افراد ممانعت كن كه اين طعام بر غير من حرام است، چون افطار شد طبق را گشود و در ميان آن خوشهاى از خرما و انگور و جامى از آب ديد، به اندازه لازم ميل فرمود، آن گاه جبرييل به آب بهشت دستش را شست سپس به آن جناب گفت: امشب وظيفه دارى به منزل خديجه بروى، از آن طرف خديجه مىگويد: من در آن چهل شب با تنهايى ساختم، چون شب مىرسيد درها را مىبستم و پرده را مىآويختم و چراغ را خاموش و پس از عبادت مىخوابيدم، شب چهلم خوابيده بودم كه صداى در بلند شد، برخاستم و گفتم: