عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٦ - ٢٠٣ - شقاوت ابدى
و اى قهرمان نيرومند و اى سوار دريادل و اى كسى كه خداوند بزرگ او را بر تمام مردم برترى داده! درود خدا بر تو و آل بزرگوارت، به صدق و حقيقت شهادت مىدهم كه تو پيشواى تمام مؤمنانى و تو جانشين پيامبرى و خليفه پس از اويى و وارث علم رسول اسلامى، خدا لعنت كند كسى كه حق تو را انكار كند و مقامت را منكر باشد، چه نيكوست كه امروز امير مردم و پايه حيات و زندگى هستى، عدلت در ميان مردم چون خورشيد مىدرخشد و فضل و عنايتت چون باران پى در پى بر مردم مىبارد، ابر رحمت و رأفتت بر سر مردم سايه افكنده، حبيب بن منتجب ما را به سوى تو فرستاده و ما از اين آمدن سخت خوشحاليم و اميد است در اين ديدار براى ما و تو مبارك باشد.
اميرالمؤمنين ٧ پس از شنيدن اين سخنرانى و بيانات جالب و فصيح، دو چشم بر پسر مرادى دوخت، آن گاه نظرى به هيئت انداخت، سپس به آنان خيلى نزديك شد و نامه فرماندار خود را از آنان گرفت و باز كرد و خواند و خوشحال شد، آن گاه امر كرد به هريك از آن ده نفر يك حله يمانى و رداى عدنى عنايت شود و دستور داد آن ده نفر را با كمال محبت پذيرايى كنند، وقتى هيئت از نزد امام برخاست ابن ملجم بلافاصله سه خط شعر عالى در مدح حضرت سرود كه مضمونش اين است:
تو بزرگوار و پاكيزه و صاحب بخششى و فرزند شيران نر در مرحله عالى و بلند شجاعتى، اى وصى محمد! خداوند تو را به واقعيتهاى مختص فرموده و فضل و مقام تو را در قرآن مجيدش ستوده، زهرا ٣ آن بلند مرتبه عالى همت و دختر نبى گرامى را خداوند بزرگ جهت همسرى تو قرار داده.
سپس گفت: يا على! آنچه از برنامههاى الهى و اجتماعى از ما مىخواهى بخواه، تا ببينى كه چگونه اطاعت ما از تو باعث خوشحالى تو خواهد شد، به خدا قسم در بين ما نيست مگر قهرمان پر قوت و با انديشه زرنگ و رزم جوى پيكارگر، ما اين صفات را از آبا و اجداد خود به ارث برده و به فرزندان شايسته خويش به ارث دادهايم. امام در ميان آن