عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٦٩ - ٥٥٦ - خدمت به مادر
٥٥٤- خشنودى مادر، خشنودى حق است
شخصى با فضيلت كه از بندگان خالص حق بود هر روز پاى مادر خود را مىبوسيد، روزى ديرتر از موقع معين به نزد برادران خود رفت، گفتند: چه مىكردى كه دير آمدى؟
جواب داد: در باغهاى بهشت غلطان بودم؛ زيرا به ما رسيده است كه بهشت زير پاى مادران است كه خداوند به حضرت موسى سه هزار و پانصد كلمه سخن گفت، آخر كلامش اين بود كه اى موسى! به مادر نيكى كن و هفت مرتبه اين سفارش تكرار شد، عرضه داشت: مرا كفايت كرد، پس از آن فرمود: اى موسى! خشنودى مادر خشنودى من است و غضب او غضب من است!![١]
٥٥٥- سبب قطع پا
از زمخشرى پرسيدند كه علت قطع پاى تو چه بود؟ گفت: به هنگام كودكى گنجشكى را به دست آوردم و پرهايش را كندم و سپس به پايش نخى بستم، روزى گنجشك فرار كرد و در سوراخى فرو رفت، از پى او دويدم مقدارى از نخ باقى مانده بود، آن را گرفتم و آن قدر كشيدم كه يك پاى آن حيوان قطع شد، مادرم چون اين داستان را بديد برآشفت و گفت: خداوند پايت را قطع كند چنان كه پاى اين زبان بسته بىگناه را قطع كردى!
چون به سن جوانى رسيدم در سفر بخارا از اسب فرو افتادم و پايم شكست، هرچند معالجه كردم فايده نبخشيد ناگزير به قطع پا شدم[٢].
٥٥٦- خدمت به مادر
شيخ كلينى در كتاب شريف «الكافى» در باب احسان به پدر و مادر از زكريا بن ابراهيم
[١] - عرفان اسلامى: ١١/ ٣٣٤.
[٢] - عرفان اسلامى: ١١/ ٣٣٩.