عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٣٩ - ٥٤٦ - مقام با عظمت خلافت
و بدل مىشود:
چه اتفاقى افتاده است؟
اينجا؟ اينجا كه جاى فرود آمدن نيست!
اين بيابان آتشزا كه از تابش آفتاب سراسر آن زبانه مىكشد در اين كوهسار تفتيده، در اين بيابان بىآب و علف، در اينجا چه مىخواهند بكنند، براى چه توقف كردهاند؟
كاش زودتر به راه ادامه دهيم شايد از نسيم دشتهايى كه در پيش است برخوردار شويم و به منزلگاه مناسبى برسيم.
آيا چه پيش آمده كه محمد مهربان را وادار كرده است ما را در اين سرزمين ملتهب و ظهر گرمابار امر به توقف دهد؟
آيا باز چه فرمانى از خداوند بر محمد نازل گشته است؟
در اين هنگام از جمعيتى كه با پيغمبر اكرم ٦ همراهند جلودارانشان مسافتى از صحراى جحفه را پيمودهاند و عقبداران هنوز با نقطه توقف او فاصله دارند، به فرمان پيامبر ٦ آنان را كه جلو رفتهاند بازمىگردانند و آنان را كه از عقب مىرسند نگاه مىدارند و محل اجتماع نزديك بر كه غدير معين مىگردد.
نبى اكرم ٦ نماز ظهر را با افراد كاروان از مرد و زن بجاى مىآورند و پس از فراغ از نماز براى ابلاغ امر مهمى كه خداوند او را براى آن مأمور به توقف در اين سرزمين كرده است به وسيله مناديانى چند مردم را خبر مىدهد كه همگى گرد او جمع شوند.
محمد بر جهاز به پا خاسته و در برابر ديدگان هزاران تن مسلمان چنين آغاز سخن مىكند:
سپاس و ستايش مخصوص خداوند است و ما از او كمك مىخواهيم و به او ايمان مىآوريم و بر او توكل مىكنيم.
ما از بدىهاى نفس و زشتىهاى كردارمان به پروردگار خود پناه مىبريم، او خداوندى