عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٠٩ - ٥٢٨ - يوسف در آيينه واقعيات
اينگونه يوسف را در [آن] سرزمين مكانت و قدرت داديم كه هر جاى آن بخواهد اقامت نمايد.
رحمت خود را به هر كس كه بخواهيم مىرسانيم و پاداش نيكوكاران را تباه نمىكنيم.
چون برادران در سفر سوم به حضورش رسيدند براى اين كه از شدت شرم و خجالت آنان بكاهد و بار سنگين روح آنان را از عملى كه كرده بودند كم كند به آنان فرمود:
[هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جاهلون].
گفت: آيا زمانى كه نادان بوديد، دانستيد با يوسف و برادرش چه كرديد؟
آنان ناگهان به خود آمده و پس از اندكى تأمل گفتند:
آيا تو همان يوسف هستى كه چهل سال قبل دچار خطاى ما شدى؟
گفت: آرى، من يوسفم و اين برادر من است، اين خداوند مهربان است كه بر ما منت گذاشت و به خاطر تقوا و صبر، ما را به اين مقام و منزلت رساند كه خداوند عزيز اجر و مزد نيكوكاران را ضايع نمىكند.
برادران گفتند: به خداوند قسم كه حضرت حق تو را بر ما به «ملك و عزت و عقل و حسن و كمال» برگزيد و ما در عدم شناخت حق تو، مقصر و خطاكاريم.
يوسف عزيز با كمال مهربانى در برابر آن همه ظلم و ستم برادران فرمود:
[لا تثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو أرحم الراحمين].
گفت: امروز هيچ ملامت و سرزنشى بر شما نيست، خدا شما را مىآمرزد و او مهربانترين مهربانان است.
يوسف عزيز بر اثر پاكى جان و نور قلب، چون خود را در والاترين مقام در روى زمين ديد به پيشگاه مقدس حضرت حق عرضه داشت:
[رب قد آتيتني من الملك و علمتني من تأويل الأحاديث فاطر السماوات و الأرض أنت وليي في الدنيا و الآخرة توفني مسلما و ألحقني بالصالحين].
پروردگارا! تو بخشى از فرمانروايى را به من عطا كردى و برخى از تعبير خوابها را به من