عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٩٨ - ٥٠٦ - خود را هلاك كردهاى
سؤالاتى مطرح ساخت ولى او نتوانست پاسخ دهد، آن زن به حسن گفت: پتههاى عمامه تو به كمرت رسيده، لكن از ايراد پاسخ به سؤال يك زن عاجز هستى؟ حسن به او گفت:
اى خاله! اگر من پاسخ هر مسئلهاى را مىدانستم پتههاى عمامه من قعر زمين را نيز درمىنورديد و به ژرفاى آن راه مىيافت!![١]
٥٠٤- مسأله فتواها
يكى از فقهاى بزرگ را به خواب ديدند و از كيفيت حالش پرسيدند:
جواب داد: دو چيز براى سرعت نجات من كمك كرد و گرنه مسئله فتواها مرا معطل مىكرد: يكى نوشتن كتابى در دو هزار دليل بر حقانيت ولايت و خلافت بلافصل حضرت مولى الموحدين و دوم زيارت حضرت سيدالشهدا ٧[٢].
٥٠٥- قول و عمل
سفيان بن عيينه گفت: از دانش من ديگران چگونه بهرهمند شوند در حالى كه نفس من از آن منتفع نباشد و به آنچه مىگويم عمل نمىكنم؟[٣]
٥٠٦- خود را هلاك كردهاى
اميرالمؤمنين ٧ از يك قاضى پرسيد: ناسخ و منسوخ قرآن و حديث را مىشناسى؟
قاضى گفت: نه، حضرت هم فرمود: هم خود را هلاك كردهاى، هم آنان را كه به فتوايت
[١] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٤٣٨.
[٢] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٤٤١.
[٣] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٤٤٣.