عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٩٣ - ٤٩٤ - حق خدا بر بندگان
نخعى بود، آزاركننده از پى مالك روان شد و از هر كس كه امكان داشت خط سير مالك را پرسيد تا آن منبع فيض را در مسجد يافت كه مشغول نماز است، صبر كرد تا مالك به نمازش خاتمه داد، به محضرش عرضه داشت: اسائه ادب مرا ببخش و بر من كرم نموده از من گذشت كن، مالك در برابر اصرار او فرمود: من از تو نگرانى ندارم چون آن عمل تحقير كننده را انجام دادى و بر تو گناه بود، من به اين مسجد آمدم و اين دو ركعت نماز را محض جلب رضاى حق و غفران الهى به سوى تو بجا آوردم!![١]
٤٩٢- مرا برگردان
عيسى ٧ فرمود: سنگى را ديدم كه روى آن نوشته بود: مرا برگردان، چون برگرداندم در باطن سنگ نوشته بود: هركه برآنچه دانسته عمل نكرد، طلب آنچه را نمىداند براى او شوم است و دنبال كردن علم براى او سودى ندارد كه زحمت تحصيل علم بىعمل مردود و بدون اجر و مزد است[٢].
٤٩٣- عذاب عالم بىعمل
به داود خطاب شد: آسانترين عذابى كه بر عالم بىعمل روا مىدارم از هفتاد شكل عذاب باطنى سختتر است و آن اين است كه شيرينى ياد خود را از او مىگيرم[٣].
٤٩٤- حق خدا بر بندگان
زرارة بن اعين از حضرت امام باقر ٧ چنين روايت كرده است: از آن حضرت پرسيدم:
حق خداوند متعال بر بندگانش چيست؟
[١] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٣٨١.
[٢] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٤٠٩.
[٣] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٤٠٩.