عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٨٣ - ٤٨٠ - بردبارى ملا مهدى نراقى
مىخواست كه به اعتاب مقدسه مشرف شود، حضرت حق توفيق زيارت عتبات عاليات را نصيب آن عبد صالح كرد.
آن انسان والا و وارسته وارد نجف شد، بر اساس رسوم ديرينه تمام مراجع و علما و دانشمندان و طلاب، از آن حضرت ديدن كردند و آن جناب به بازديد همه شتافت، تنها كسى كه از آن مجسمه اخلاق ديدن نكرد سيد مهدى بحرالعلوم بود!!
نجف از اين واقعه شگفت زده شده بود، همه از هم مىپرسيدند كه علت اين كه بحرالعلوم به ديدن نراقى نرفت چه بود؟!
نراقى بزرگوار احوال سيد را پرسيد و از خانه او نشانى خواست و سپس فرمود: بر ما لازم است از اين بزرگ مرد علم و عمل ديدن كنيم.
از اين كه نراقى مىخواست به ديدن بحرالعلوم برود همه تعجب كردند، آن جناب به منزل سيد رفت، در آنجا جمعى از علما و طلاب حضور داشتند، نراقى وارد مجلس شد همه ورود او را گرامى داشتند ولى بحرالعلوم به نراقى توجهى نكرد و حتى از جهت احترام در برابر او از جاى خود برنخاست و تا پايان مجلس نسبت به نراقى از رعايت احترام و ادب خوددارى كرد!!
نراقى با رعايت دقت و موقعيت مجلس بدون اين كه خم به ابرو بياورد از سيد خداحافظى كرد و به خانه خود رفت، قضيه برخورد بحرالعلوم با نراقى در نجف اشرف با اعجاب بسيار شديد علما و طلاب روبرو شد، آرى، براى همگان اين موضوع بىسابقه بسيار سنگين بود، تنها كسى كه از آن مجلس كمترين اثرى برنداشت نراقى بزرگ بود.
پس از چند روز كه از بازديد بحرالعلوم خبرى نشد، باز وجود مبارك نراقى به ديدار او شتافت و سيد به گونه مجلس اول و شايد كمى سردتر با نراقى برخورد كرد، مجلس دوم هم بدون اين كه در نراقى اثر سوء بگذارد تمام شد، باز هم سيد به بازديد نراقى نرفت.
سفر نراقى رو به پايان بود، نجف از آن پيش آمد در بهت و حيرت بود، نراقى در