عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٠ - ٣٥٧ - از حجله عروسى تا بستر شهادت
بالاخره تصميم اهل مكه براى جنگ با مسلمانان در تمام شهر مدينه پيچيد و اين همان چيزى بود كه مردم مؤمن مدتها انتظارش را مىكشيدند.
شكستى كه كفار در جنگ بدر خورده بودند، نه تنها حس حماسى آنها را جريحه دار ساخته بود، بلكه راه كاروان و تجارت را بر آنها بسته، از اين طريق ضربههاى مادى غير قابل جبرانى به آنها وارد مىآمد.
آنها مىخواستند با شروع يك جنگ جديد، از كشتگان خود در بدر انتقام كشيده و منافع بازرگانى خويش را تأمين كنند و در اثر تطميع و وعده غنايم بسيار، عده كثيرى از بدويان را كه مدتها بود در اثر اشعار شاعرانى چون كعب بن اشرف تحريك شده بودند با خود همراه نمودند.
نيمه شوال فرا رسيد، روزى به اهالى مدينه خبر دادند كه عده كثيرى مركب از سه هزار نفر مسلح با تجهيزات كامل به سرپرستى ابوسفيان به سوى مدينه مىآيند و چيزى به مدينه راه ندارند.
در ميان اين عده مردان شجاعى بودند كه حس انتقامجويى آنها را همچون درنده كرده بود، از قبيل صفوان پسر اميه و عكرمه پسر ابو جهل كه از گذشتگان كفار در بدر بودند، به علاوه عدهاى زن براى تحريك و تشويق سربازان به سرپرستى هند زن ابوسفيان با ارتش كفر پيش مىآمدند.
مؤمنان كه در اثر فتح بدر تشويق به مبارزه شده و تعليمات اسلام آنها را تشنه شهادت كرده بود، به قدرى از خود اشتياق و تمايل نشان دادند كه حضرت به درخواست آنان براى كشاندن جنگ به بيرون مدينه پاسخ مثبت دادند، گرچه خود حضرت از نظر نظامى صلاح را در اين مىدانستند كه تمام دروازههاى مدينه را بسته، دشمن را از محاصره شهر خسته كنند و نوميدانه آنان را به پراكندگى بكشند و از اين طريق به آنان ضربه كارى بزنند.
در همين حال كه آمد و رفت و تكاپو به خاطر اين اتفاق بزرگ در مدينه جارى بود، در