عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤ - ٢٥ - از عجايبى كه ديدهاى برايم بازگو كن
شوم، عابدى را در جزيرهاى ديدم كه با كمال شوق به عبادت حق مشغول بوده و از خدا مىخواست مرگش در حال سجده بر حق فرا رسد!
عبادتش را نيكو يافتم، زمان بندگيش را چهارصد سال ديدم، دعايش را مستجاب مشاهده كردم، علاقهمند شدم وضع قيامتش را ببينم، برايم اعجابآور بود!
روز قيامتش نشان مىداد كه اعمالش مورد قبول حق واقع شده است، به او خطاب مىرسد:
«أدخل جنتى برحمتى»[١].
عرضه مىدارد:
«أدخل جنتك بعملى»[٢].
من به بهشت مىروم ولى با دلگرمى به عمل و عبادتم!
خطاب مىرسد: اى قاضيان دادگاه! اكنون كه پاى معامله به ميان آمده است، تمام نعمتهاى مادى و معنويم را كه به اين عابد عنايت كردم با عبادتش بسنجيد، چنانچه عبادت او گرانتر آمد به بهشت رود و اگر نعمتهاى من گرانتر شد به جهنم رود!!
از نعمت بينايى شروع كردند، اين نعمت از نظر ارزش خدايى بر تمام عبادتش سنگينتر آمد، چون او را به سوى دوزخ بردند، عرضه داشت: خدايا! برنامههاى ديگرى نيز داشتم كه محاسبه نشد، خطاب مىرسد چيست؟ مىگويد: اميد بر كرم تو، حسن ظن بر عنايت تو و از همه بالاتر نياز و فقر و ناچيزى خودم. خطاب مىرسد او را از مسير عذاب برگردانده و به خاطر اميد و حسن ظنش به بهشت ببريد، چون در مسير بهشت قرار مىگيرد عرضه مىدارد:
«أدخل جنتك برحمتك» به خاطر رحمت تو داخل بهشت مىشوم.
[١] - با رحمتم به بهشت من درآى.
[٢] - با عمل خود در بهشت تو در آيم.