عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٤ - ٣٤٤ - آنچه به پسر داوود دادهاند از دست مىرود
عرضه داشتند: آرى، به همين خاطر هم هست كه صاحبش از آن دست برداشته.
فرمود: به خدايى كه جانم در اختيار اوست، اين دنيا در پيشگاه حضرت حق از اين گوسفند مرده، نزد صاحبش بىارزشتر است، اگر اين چنين دنيا به اندازه بال مگسى ارزش داشت، به اندازه شربت آبى به كافر داده نمىشد، از اين كه قسمتى از اين دنيا با تمام زرق و برقش در اختيار دشمنان اوست، معلوم است در نزد حضرتش ارزشى ندارد، براى آن دنيايى است كه به دستور خود او به دست آمده باشد و در راه او به خرج گذاشته شود به همين خاطر فرمود:
الدنيا ملعونة ملعون ما فيها إلاما كان لله منها.
دنيا از نظر خدا مطرود است و آنچه در اوست نيز مطرود است، مگر آنچه براى خداست.
و نيز فرمود:
الدنيا سجن المؤمن وجنة الكافر.
دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است[١].
٣٤٤- آنچه به پسر داوود دادهاند از دست مىرود
سليمان با مركب حكومتى در حركت بود، پرندگان بر سرش سايه داشتند، اجنه و مردم از دو طرفش در حركت بودند، به عابدى از عباد بنىاسرائيل گذشت، عابد گفت:
پسر داود! به خدا قسم، خداوند ملك عظيمى به تو عنايت كرده.
سليمان فرمود: يك تسبيح در نامه عمل مؤمن بهتر است از ظواهرى كه به فرزند داود داده شده، آنچه به پسر داود دادهاند از دست مىرود، ولى تسبيح خدا در نامه انسان باقى مىماند[٢].
[١] - عرفان اسلامى: ٨/ ٢٠٤.
[٢] - عرفان اسلامى: ٨/ ٢٠٦.