عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٩ - ٢٣٩ - بنده مرا بنگريد
رسيدم و ديدم كسى رفيق خود را سرزنش مىكند و مىگويد: تو مرد عايلهدارى هستى و براى معيشت آنان به كسب و كار نياز دارى و من بيم آن دارم كه بر اثر طول سجدههايت نور چشمت از دست برود.
چون اينگونه فراوان سخن گفت، فرياد زد: مرا فراوان سرزنش كردى، واى بر تو! اگر چشم كسى در اثر سجده از دست مىرفت. هر آينه چشم ابن ابى عمير از دستش رفته بود، چه گمان دارى به مردى كه پس از نماز صبح به سجده شكر مىرفت، پس برنمىداشت مگر به هنگام ظهر.
فضل گويد: نزد محمد بن ابى عمير رفتم ديدم به سجده است، پس سجده را طولانى كرد، چون سرش را برداشت و فضل طولانى شدن سجده را تذكر داد، گفت: اگر جميل دراج را مىديدى چه مىكردى؟
مىگويد: به نزد جميل دراج رفتم، او را در سجده يافتم، سجدهاش را طولانى نمود، چون جميل سر از سجده برداشت، گفتم: محمد بن ابى عمير مرا گفته كه سجده را طولانى مىكنى، جميل در جواب گفت: اگر معروف بن خربوذ را مىديدى چه؟[١]
٢٣٨- تو نيز مرا يارى كن
شخصى به رسول خدا ٦ فرمود: بهشت را براى من به عهده بگير، حضرت فرمود:
تو نيز مرا با زياد سجده كردن يارى كن[٢].
٢٣٩- بنده مرا بنگريد
در روايت صحيح رسيده: چون عبد نماز بجاى آورد، سپس به شكرانه سر بر زمين
[١] - عرفان اسلامى: ٦/ ٩٧.
[٢] - عرفان اسلامى: ٦/ ٩٩.