عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٦ - ٢٢٤ - اويس قرن در آيينه عبادت
مهريه من قرار دهى.
مادر، به خانه برگشت و تمام مسائل را با پسر خود در ميان گذاشت، پسر از شدت تعجب خيره شد و از اين خبر آن چنان شادمان شد كه به زودى از بستر رنج برخاست و با كمال اشتياق پرداخت اين مهريه را به عهده گرفت و پيش خود گفت: چهل روز كه چيزى نيست، اگر چند سال به من پيشنهاد مىشد حاضر به اجراى آن بودم.
در هر صورت به محراب عبادت رفت، چهل شبانه روز نماز خواند، براى رسيدن به وصال گوهرشاد خانم، ولى به تدريج به توفيق حضرت الهى به راه ديگر افتاد.
پس از چهل شبانهروز، نماينده گوهرشاد خانم، به محراب عبادت آمد، تا از حال او خبردار شود، چون با او سخن گفت، ملاحظه كرد كه اهميتى به مسئله نمىدهد. گفت:
من نماينده گوهرشاد هستم، جهت خبر گرفتن از حال تو و گزارش به خانم آمدهام. گفت:
به خانم بگو: من نمىتوانم براى رسيدن به وصال تو، دست از محبوب واقعى عالم بردارم برو به او بگو:
|
اگر لذت ترك لذت بدانى |
دگر لذت نفس لذت نخوانى |
|
راستى عجيب است، راهنمايى آن زن بزرگوار را ببينيد كه براى علاج هواى نفس چه نسخهاى مىدهد و اثر نماز را ببينيد، با اينكه در اول كار از معنى دور است، ولى در عاقبت كار چه نتيجه خوشى مىدهد[١].
٢٢٤- اويس قرن در آيينه عبادت
او انسان بزرگوارى بود كه وى را از زهاد ثمانيه دانستهاند و پيامبر بزرگوار اسلام ٦ سخت مشتاق ملاقات با او بود و در حق او فرمود:
[١] - عرفان اسلامى: ٥/ ١٣٣.