عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٢ - ٢٠٥ - نماز در آيينه تاريخ
سرعت نور بيشتر از آخرين نقطه بىنهايت به اولين نقطه بىنهايت!!
برادرش على از شهادت برادر آگاهى يافت، به ميدان آمد و فرياد زد: حسين! اى كذاب! برادرم را گول زدى و كشتى!!
پاسخ حسين ٧ چنين بود: من برادرت را گول نزدم، خداى او را هدايت كرد و تو را گمراه ساخت.
على گفت: خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم و يا كشته شوم و سوى حسين ٧ تاخت آورد، يكى از ياران حسين ٧ راه بر او گرفت و با نيزه به او حمله كرد و بر زمنيش انداخت كوفيان رسيدند و از مرگ نجاتش دادند و بردند و زخمش را درمان كردند.
آن برادر زخمى برداشت و اين برادر زخمى، درمان آن برادر گونهاى بود و درمان اين برادر گونهاى، صدها سال از هر دو مىگذرد. آن در خوشبختى به سر مىبرد، خوشبختى ابدى و جاويدان، اين در بدبختى به سر مىبرد بدبختى پايدار و هميشگى.
هر دو برادر بودند، و هر دو نام اسلام بر خود نهاده بودند، هر دو كربلا آمده بودند، هر دو با حسين ٧ سخن گفته بودند، ولى اين كجا و آن كجا؟!
عقل و عشق و دين و معرفت و بينايى وقتى به هم درآميزند، انسان را از حضيض عالم خاك تا آخرين مرحله عالم پاك مىبرند و وقتى حماقت بر انسان مسلط شود و بند هوا و هوس و لذتگرايى بر گردن جان بيفتد، آدمى را از عالم پاك به آخرين مرحله دركات جهنم مىكشاند[١].
٢٠٥- نماز در آيينه تاريخ
«تفسير على بن ابراهيم قمى»، در توضيح آيه:
[١] - عرفان اسلامى: ٤/ ٤١١.