عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٩ - ١٩٤ - در راه خدمت به خلق
انتخاب و اتخاذ كنى، آنگاه دو جامه كهنه زبر بپوشى سپس آزادى از آتش جهنم و ورود به بهشت را از خداوند بخواهى و در آنجا كلمه باطل و سخن خارج از حدود شرعى از تو صادر نشود[١].
١٩٤- در راه خدمت به خلق
يكى از بزرگان داستان مهمى برايم نقل كرد از اوايل جنگ جهانى اول در تهران كه در آن درس و عبرت و پند براى همگان است.
مردى بود متقى، با فضيلت، بزرگوار و آراسته به تربيت الهى و داراى روح ملكوتى كه در بازار تهران داراى يك مغازه بود.
درآمد مالى خود را دو تقسيم كرده بود، قسمتى را براى مخارج خانه خود گذاشته بود و سهم ديگر را براى رفع نياز نيازمندان.
بدون انجام كار خير راحت نبود، دلش مالامال از غم براى مسلمانان بود، كار نيكى نبود مگر آنكه در آن سهم داشته باشد. از خانه جز براى كار خير و طاعت حق و امرى از امور اسلام خارج نمىگشت.
روزى از خانه مطابق با نيت هميشگى خود خارج شد، ولى آن روز به كار خيرى برنخورد، با كمال اندوه و تأسف به خانه برگشت، به همين سبب ميلى به غذا نداشت، خوابش نمىبرد، ناراحت و رنجيده بود.
ساعتها از شب مىگذشت، شهر به خواب رفته بود، اما ديده او بيدار بود، لباس پوشيد و به همسرش گفت: من به قصد حل مشكل مسلمانى يا انجام كار خيرى از خانه خارج مىشوم.
[١] - عرفان اسلامى: ٤/ ٢٦٥.