عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٦ - ١٨٩ - ابوسعيد و مسئله پند و عبرت
پشت سر خود و برادران را پشت سر يوسف قرار داد و دعا كرد و آنان آمين گفتند و خداوند، دعاى آنان را مستجاب كرد[١].
١٨٨- قيمت و دو نان
اميرالمؤمنين ٧ درباره مردمى كه از تربيت الهى دورند و همتى جز شكم و شهوت ندارند و از هر راهى كه قدرتشان اقتضا مىكند، پيدا مىكنند و مىخورند مىفرمايد:
قيمت اينان با آنچه از شكمشان مىريزد، مساوى است!![٢]
١٨٩- ابوسعيد و مسئله پند و عبرت
ابوسعيد ابوالخير با جمعى از اصحاب از كنار دهى در نيشابور به طرف مقصدى مىگذشتند.
مردى كناس مشغول خالى كردن چاه مستراح بود، اصحاب از بوى تعفن كثافات دماغ خود را گرفتند و به سرعت از آن محل گذشتند، ولى مشاهده كردند شيخ نيامد.
چون نظر كردند ديدند شيخ با حالت تفكر كنار كثافات ايستاده. فرياد زدند: استاد! بيا.
فرمود: مىآيم، پس از مدتى تأمل در كنار كثافات به سوى اصحاب روان شد، چون به آنان رسيد، عرضه داشتند: اى راهنما! براى چه كنار كثافات ايستادى؟
فرمود: چون شما دماغ خود گرفتيد و به سرعت حركت خود افزوديد، آوازى از كثافات و فضولات برخاست كه هان اى روندگان! ديروز ما با حالتى طيب و طاهر و پاكيزه و رنگ و بويى بسيار عالى بر سر بازار به صورت سبزيجات و ميوهجات و حبوبات قرار داشتيم و شما بنىآدم به خاطر به دست آوردن ما، بر سر و بار يكديگر مىزديد و به انواع
[١] - عرفان اسلامى: ٤/ ١٥٢.
[٢] - عرفان اسلامى: ٤/ ١٦٥.