عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٩ - ١٦٥ - خدا را بر همه حال شكر
و دل به گله و شكايت باز كنم از بهدست آوردن اين عنايت محروم خواهم شد!![١]
١٦٣- چشمم مربوط به او نيست
سالى براى زيارت عارف كامل، حضرت آيت الله حاج آقا رحيم ارباب كه از حسنات روزگار بود، به اصفهان رفتم. من زمانى خدمت اين مرد بزرگ رسيدم كه نزديك به هفت سال بود چشمش را بر اثر كهولت سن از دست داده بود، مردى در همان وقت به محضر ايشان مشرف شد و گفت: فلان آشنا از حال شما و چشم شما جويا شد، فرمود: حالم بسيار عالى است و چشمم مربوط به او نيست، محبوب من علاقه داشت هشتاد سال ببينم و اكنون مصلحت ديده بدون بينايى باشم و من صد در صد به مصلحت محبوبم راضى هستم!![٢]
١٦٤- معناى واقعى شكر چيست؟
داوود پيامبر از خدا پرسيد: اى مولاى من! اگر بخواهم شكر تو را در آن حدى كه خشنودى تو در آن است انجام دهم چه كنم؟
جواب آمد: آنچه نعمت به تو عنايت كردم در همان راهى خرج كن كه به آن دستور دادهام كه خرج نعمت در جايى كه براى آن معين شده عين شكر من است[٣].
١٦٥- خدا را بر همه حال شكر
نوشتهاند: وقتى پيامبر ٦ از امور دنيا بىنياز بود مىگفت: «الحمد لله رب العالمين»
[١] - عرفان اسلامى: ٣/ ٤٠٦.
[٢] - عرفان اسلامى: ٣/ ٤٠٧.
[٣] - عرفان اسلامى: ٣/ ٤١٣.