عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٦ - ١٦٠ - تشبيه عمل به پارچه
چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر دل آدم زادهاى خطور كرده است.
سپس نگاه پر معنايى به من كرد و گفت: اگر بتوانى نميرى، مگر آنكه اذان بگويى، اين كار را بكن و با افتخار منصب اذانگويى بمير[١].
١٥٩- قيمت اشك
در حديث است كه: در روز قيامت، شخصى را به ميزان حساب، حاضر مىكنند كه در مدت عمر خود ظاهرا اعمال نيكى انجام داده، عملهاى او را به جناب حق عرضه مىكنند، حضرت بارى، هريك از اعمال او را به عيبى و تقصيرى برمىگرداند، آنگاه دستور مىرسد كه آن عبد بايد به جهنم برود، يك موى از مژه چشم او پس از اذن حضرت حق عرضه مىدارد: خداوندا! اين شخص در شبى از شبها ياد تقصيرات خود كرد و دلش سوخت و اشك ندامتش بر چهره جارى گشت به حدى كه من در آن اشك غرق شدم، خداوند مهربان به قيمت آن اشك از بندهاش بگذرد و او را از جهنم نجات دهد[٢].
١٦٠- تشبيه عمل به پارچه
از عطاى سلمى كه يكى از مشاهير اهل حال است نقل شده كه:
در اوايل حال، نساجى داشته و از آن شغل كسب معاش مىنموده.
روزى پارچهاى بافت، پارچهاى كه براى بافت آن وقت بسيار صرف كرده بود و نهايت دقت را در آن به كار برده بود و اعتقاد داشت در نهايت محكمى و خوبى است.
پارچه را به بازار مىبرد و به بزازى كه متخصص پارچه و قيمت بود ارائه مىكند، بزاز از قيمتى كه عطا در نظر داشت كمتر قيمت مىكند؛ زيرا عيوبى در پارچه بود كه بزاز به آن
[١] - عرفان اسلامى: ٣/ ٢٧١.
[٢] - عرفان اسلامى: ٣/ ٢٨٠.