عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢٣ - ١٠٨ - صبر ديندارن بر مصائب
ببينيد كه حاضر نيست بيش از حد لازم به زندگى خود گشايش و وسعت بدهد!!
راستى اوج پاكى و فضيلت تا كجا؟ اينان فارغ التحصيل كدام دانشگاه بودند و چه علمى خوانده بودند و كجا خوانده بودند؟
داستان زندگى اينان شبيه فرشتگان است، خيال مىكنى اين گونه افراد، از تمام ابعاد مادى عارى بودند، خداى مهربان در قيامت با اين گونه بندگان بر همگان اتمام حجت خواهد كرد!![١]
١٠٨- صبر ديندارن بر مصائب
يكى از بزرگان دين مىگويد:
از گورستانى مىگذشتم، زنى را ديدم ميان چند قبر نشسته و زبانش مترنم اشعارى بدين مضمون است:
صبر كردم در حالى كه مىدانم عاقبت صبر خوب است، آيا بىتابى بر من سزاوار است كه بىتابى كنم؟ صبر كردم بر امرى كه اگر قسمتى از آن به كوهها وارد مىشد، متزلزل مىگرديد.
اشك به ديدگانم وارد شد، آن اشكها را به ديده برگرداندم، من در عمق قلب گريانم.
آن شخص مىگويد: از آن زن پرسيدم: تو را چه شده كه مىگويى صبر كردم به طورى كه هيچكس به آن نحو نمىتوانست صبر كند؟!
جواب داد: روزى شوهرم گوسپندى را در برابر كودكانم ذبح كرد و پس از آن كارد را به گوشهاى پرتاب نمود، چون از منزل خارج شد، يكى از آن دو فرزندم كه بزرگتر بود به تقليد از شوهرم دست و پاى برادر كوچك خود را بسته و خوابانيد و به او گفت: مىخواهم
[١] - عرفان اسلامى: ٢/ ٣٤٤.