ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٦٥ - ١١ - حرزهاى حضرت امام موسى بن جعفر
سبحانه بازگرديده خواهيد شد. خداوندا كسى كه قصد نموده كه رساند به من و به اهل من و فرزندان من و جماعتى كه مىخواهم ايشان را[١] بدى يا فقر و سختى يا زيانى را پس بكوب سر او را و ببند[٢] زبان او را و لجام كن[٣] دهان او را و مانع باش ميان من و ميان او به هر نحو كه خواهى و به هر جايى كه خواهى [و بگردان ما را] از شرّ او و از شرّ هر روندهاى كه تو فرا گرفته پيش سر او را،[٤] بدرستى كه پروردگار من بر راه راست است. داخل در پرده و حائل تو[٥] كه زايل گرديده نمىشود و داخل در قدرت و پادشاهى تو كه ظلم كرده نمىشود در آن شخص، پس بدرستى كه حجاب تو بسيار منعكننده است و پناه آورنده به سوى تو غلبهكننده است و فرمان تو غلبه نماينده است و پادشاهى تو غالب است و تو بر هر چيزى بسيار توانائى. بار خدايا رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد زيادتر از رحمتى كه فرستادهاى بر كسى از مخلوقات تو و رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد همچنان كه راهنمايى نمودهاى و نجات دادهاى ما را به سبب آن حضرت از گمراهى و بيامرز ما را و پدران ما را و مادران ما را و همه مردان مؤمن و زنان مؤمنه را زندههاى از ايشان را و مردههاى آنها را و پيرو و تابع گردان[٦] ما را با ايشان در خوبيها، بدرستى كه تو اجابتكننده دعاهائي و تو بر هر چيزى قادرى. خداوندا بدرستى كه مىسپارم به تو خود را و دين خود را و امانت خود را[٧] و اهل خود را و مال خود را و عيال خود را و جماعتى را كه اندوه مىبرم از براى ايشان[٨] و عاقبت كارهاى خود را و همه چيزهائى را كه بخشش نمودهاى تو آنها را بر من از امر دنيا و آخرت من، پس بدرستى كه ضايع نمىشود محافظت كرده تو و ناقص نمىشود سپردههاى نزد تو و پناه نمىدهد مرا از عذاب خدا كسى و نمىيابم غير از خدا پناهى.
[١] -يعنى جماعتى كه من ايشان را دوست مىدارم، يا آن كه جماعتى كه عيال گشتهاند مرا و يا جماعتى كه من ايشان را متكفّلم هر چند عيان نباشند. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى بگردان او را به حيثيتى كه قادر بر حرف زدن نباشد. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى بگردان او را به حيثيتى كه قادر نباشد بر تكلّم يا بر أكل، يا اين كه بگردان او را مطيع كه سركشى نتواند نمود.
[٤] -گرفتن ناصيه كنايه از مغلوب بودن و مقهور بودن ايشان است.
[٥]« في حجابك» متعلّق است به« و اجعلنا» يعنى بگردان ما را داخل در پرده و حجاب تو. و محتمل است كه معنى آن باشد كه حجابى كه قصد كرده شده و مطلوب نمىباشد، يعنى كس طلب رسيدن به آن حجاب نمىتواند نمود. يا آن كه كسى تعقّل و ادراك آن نمىتواند نمود، چه فكر به آن نمىرسد. يا آن كه كسى طلب معارضه آن حجاب نمىتواند كرد، چه رفع آن حجاب ممكن از براى شخصى نيست. و اللَّه يعلم
[٦] -و تبعيت قرار ده و موجود ساز ميان ما و ميان ايشان، يعنى بگردان ما را پيرو و تابع ايشان در چيزهاى خوب.
[٧] -مراد از امانت احتمال دارد كه اولاد باشد و ممكن است كه ايمان باشد يا هر چيزى كه بعد از هر شخصى باقى ماند.
[٨] -يعنى اهل و عيال من كه اندوه مىبرم از جهت ايشان و بىدماغى و دلگيرى مىكشم.