ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٧٢ - ٣ - دعاى مستجاب
بر[١] آب وقتى كه نبود زمين پهن گرديده شده و نه آسمان بنا گذاشته شده و نبود آفتابى كه روشنى بخشد و نه ماهى كه دور نمايد و نه كوكبى كه حركت كند و نه ستاره روشنى و نه ابرى برانگيخته و نه دنياى دانسته شده و نه آخرتى فهميده شده و باقى مىمانى تو در حالى كه باشى يگانه و تنها چنان كه بودهاى يكّه و تنها دانستهاى تو آنچه را كه موجود شده است پيش از آنكه موجود گردد و بياد داشتهاى آنچه را كه بوده است پيش از آنكه متحقق شود. نيست نهايتى براى نعمتهاى تو جارى است دانش و فرمان تو در آنچه اراده نمايى و هر آنچه خواهى تو آن را و روان است قدرت و حكم تو در آنچه اراده كنى و در آنچه خواهى از به عوض آوردن زمين بعد از زمينى و آسمانى بعد از آسمانى و آنچه را كه خلق نمودهاى تو در آنها و آفريدهاى و موجود نمودهاى از هر چيزى و تويى كه مىگويى مر چيزى را كه موجود شو پس موجود مىگردد نيست خدايى مگر تو يگانهاى تو نيست شريكى از براى تو توئى خدا خدا خداى بلند مرتبه بزرگ زنده به خود بر پاى تويى خدا خدا خداى بردبار بخشنده تويى خدا خدا خداى بىهمتاى مقصود در حاجتها تويى خدا خدا خداى تازه پديد آورنده آسمانها و زمين، عزّت تو غلبهكننده است و پناه آورنده به تو قوى است[٢] و فرمان تو غلبهكننده است و تويى پادشاه قهركننده با عزّت فخركننده، نيست خدايى مگر تو تنهايى و جدائى نمودهاى تو از خلايق در پادشاهى خود و پنهان گشتهاى تو از نظر مردمان به سبب جبروت و بزرگى خود و حيران باز ماندهاند چشمهاى فرشتگان تو كه نزديكانند و برطرف و مدهوش شده است عقلهاى ايشان در فكر بزرگى تو، نيست خدايى مگر تو مىبينى تو از دورى بلندى مرتبه خود و ارتفاع منزلت خود آنچه را كه باشد زير خاك و در آخر طبقههاى زمين پست از علم آخرت و دنيا و آنچه را كه باشد در تاريكى و در هواى روشن[٣] و مىبينى تو روان شدن مورچه كوچك را در خاك و مىبينى تو جاى پاى مورچه را بر سنگ هموار مىشنوى تو آواز بالهاى مرغان را در هوا و مىدانى تو گرديدن حركتكننده
[١] -يعنى قبل از خلق آسمانها و زمين در زير عرش مخلوقى به غير از آب نبود و از حضرت امام رضا ٧ منقول است كه فرمودند پيش از خلق زمين و آسمانها خداى تعالى عرش را بر روى آب خلق نمود تا آنكه بر ملائكه قدرت الهى ظاهر شود پس آن گاه عرش بالا برده شد و آن را بالاى هفت آسمانها گردانيدند. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى صاحب قوتى است كه به سبب آن قوت ضرر دشمنان را از خود منع مىكند. و اللَّه يعلم
[٣] -هواء با مدّ و كشش صوت، جسمى است كه ما بين زمين و آسمان است كه قابل و محل تاريكى و روشنى است و از جهت رعايت سجع همزه آن افتاده و اما هوى بىمدّ كه به معنى خواهش نفسانى است در اين مقام مناسب نيست. و اللَّه يعلم بالصواب