ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٧١ - ٣ - دعاى مستجاب
و كوتاهى درود من و تويى آفريدگار و منم آفريده شده و تويى روزى دهنده و منم روزى داده شده و تويى پروردگار و منم پروريده شده و منم ضعيف محتاج به سوى تو و تويى توانا [و تويى اهل پروا] و منم سئوالكننده و تويى توانگر بر طرف نمىشود پادشاهى تو و زايل نمىگردد عزّت تو و نمىميرى تو و منم آفريدهشدهاى كه مىميرم و برطرف مىشوم و نيست مىگردم و تويى هميشه بىنياز كه خورانيده نمىشوى و يگانه يكتاى بدون مانندى و بخود بر پايى بىزمان اوّلى و باقى هستى بدون منتهائى و يگانهاى به توانايى و غلبهكنندهاى بر چيزها بدون برطرفشدنى[١] و بىزائل شدنى بخشش مىنمايى كسى را كه مىخواهى به قدر آنچه مىخواهى تويى عبادت كرده شده به پرستش و بندگى و ستايش كرده شده به نعمتها تويى خوف كرده شده از تو به اعتبار عذابها تويى زندهاى كه نمىميرد و دايم و بىنيازى كه خورانيده نمىشود و به خود بر پائى كه نمىخوابد و صاحب جبروتى كه ستم نمىكند و پنهانى كه ديده نمىشود شنوايى كه اشتباه نمىكند بينايى كه شك نمىكند توانگرى كه محتاج نمىشود دانايى كه نيست نادان، عالمى به حقيقت اشيا كه غافل نمىشود ظاهر نمودهاى تو[٢] شرف خود را به سبب عزّت و غلبه خود و صاحب ردا گردانيده مباهات خود را به بزرگى و پوشانيده[٣] عظمت خود را به لباس هيبت و ترس از تو و نيكويى خود را به روشنى و شعار قرار دادهاى[٤] بزرگى خود را به قدرت بلند مرتبه و به غلبه عالى و به پادشاهى آشكار و به رفعت و مجد قهركننده و به بخشش عظيم و نيكو و به روشنى درخشنده و به نعمتهاى[٥] بسيار ظاهر و هويدا[٦] و بنامهاى نيكو و به نعمتهاى تمام و بسيار و بخششهاى پيشىگيرنده بر سؤال و به شفقت بزرگ و فراخ، بودهاى تو موجود وقتى كه نبوده است چيزى موجود و بود (پيش از آفريدن زمين و آسمان) عرش تو
[١] -يعنى بدون آنكه تو برطرف شوى و زايل گردى.
[٢] -يعنى متصل و پيشاپيش عزّت و غلبه را شرف خود گردانيدهاى
[٣] -يعنى از براى عظمت خود صفت هيبت و ترس را جامه و لباس قرار دادهاى.
[٤]« شعار» در اصل جامه را گويند كه ملاصق به بدن باشد و كنايه از ملازم بودن و متصل گردانيدن است. يعنى قدرت را بزرگى خود متصل نمودهاى و ملازم گردانيدهاى و ممكن است كه مأخوذ از إشعار به معنى ظاهر گردانيدن باشد. يعنى عظمت خود را به سبب قدرت اظهار نمودهاى.
[٥] -بعضى از علما گفتهاند كه آلاء نعمتهاى ظاهرى است كه مردمان بر آن مطلع شوند مثل توسعه رزق و فرزندان خلف و زوجه حسنه و امثال آن و نعم نعمتهاى باطنى است كه مخفى باشد از نظر مردم مثل صلاح و حلم و حسن خلق و مانند آن. و اللَّه يعلم
[٦] -يا آنكه نعمتهايى كه از عقب يك ديگر وارد مىشوند. و اللَّه يعلم