ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٤٦ - الف دعاهاى رسول خدا
شركورزيدن و كفر و عداوت را و نفاق و گمراهى را و نادانى و بغض را و غضب و پريشانى را و تنگدستى و بدى اعتقاد را و وارد شدن عقوبت را و سرزنش دشمنان و مسلّط شدن[١] مردان را بدرستى كه تو شنواى دعائى، مهربانى مر آنچه را كه خواهى [و نيست حركتى و نه توانائى مگر به خداى بلند مرتبه بزرگ].
مروى است كه سلمان فارسى رحمة اللَّه عليه عرض كرد: يا رسول اللَّه پدر و مادرم فداى تو باد آيا اين دعا[٢] را به مردمان تعليم كنم؟ حضرت فرمودند كه: نه اى سلمان ايشان را تعليم مكن، از جهت آن كه نماز[٣] را ترك خواهند نمود و به معصيتها و گناهان مشغول مىشوند به قصد آنكه هر گاه اين دعا را بخوانند خداى تعالى مىآمرزد گناهان ايشان را و اهل بيت ايشان را و همسايگان ايشان را و كسى را كه در مسجد ايشان و در شهر ايشان باشد.
ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه: من ملهم شدم بخواندن اين دعا در روز سه شنبه وقتى كه به من بلائى بسيار شديد وارد شده بود، پس حاجت من برآورده شد و به مقصود خود رسيدم و از شرّ حسد برندگان به سبب رسيدن به مطلب خود به بركت اين دعا نگاهداشته شدم.
١٦- تعويذى تجربه شده از پيغمبر ٦:
روايت نمود سعد بن محمد بن فرا، كه حديث نموده است به من حسين بن محمد بن جواد در روز جمعه بيست و دوم جمادى الآخر كه نقل نمود از براى من سعيد پسر ابو الفتح بن حسن قمى ساكن در شهر «واسط»: مرا بيمارى بسيار سختى عارض شد كه مرا و پزشكان را عاجز كرد. پدرم مرا به بيمارخانه (يعنى دار الشفاء) برد. همه پزشكان و سرپرست آنها گفتند كه اين مرضى است كه جز خداى متعال آن را برطرف نمىكند. با دلى شكسته و سينهاى تنگ به خانه برگشتم. كتابى از كتابهاى پدرم را برداشتم و ديدم در پشت آن نوشته شده است: حضرت امام صادق ٧ از پدران خود و ايشان از حضرت پيغمبر ٦ روايت كردهاند كه: هر كسى دچار مرضى شود و پس از نماز صبح چهل مرتبه بگويد:
[١] -يعنى مسلّط شدن مردان عوام بر خواص به اين نحو كه زمانه هرج و مرج شود، يا مسلّط شدن مردمان بر من كه ظلم نمايند مرا. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى اين دعا كه پيش مذكور شده است.
[٣] -يعنى مردمان عوام چون مىشنوند كه از جمله فايدهها و اثرهاى اين دعا اين است كه خداى تعالى به بركت اين دعا مىآمرزد هر گناهى را كه ميان آن بنده و او باشد و اگر چه زنا با مادر خود باشد، چنانچه در شرح سابق گذشت پس غلط مىكنند و مراد و مقصود از اين كلام را نمىفهمند و با خاطر جمع ترك نماز مىكنند و مرتكب معصيتها و فاحشها مىگردند به گمان آن كه هر گاه اين دعا را مىخوانيم پس خداى تعالى گناهان ما را خواهد بخشيد و ما را و اهل بيت ما را و همسايگان ما را مىآمرزد و حال آن كه نه چنين است، بلكه مراد اين است كه هر گاه شخصى را شيطان گول زده باشد از راه غفلت و جهالت و نادانى و خطائى از او سرزده گناهى كرده باشد و در آخر از آن بسيار پشيمان و نادم باشد و توبه نصوح نمايد و هميشه ملامت نفس خود نموده تضرّع و زارى بسيار كند و اين دعا را بخواند به شرايطى كه در دعا معتبر است و از جانب اقدس الهى طلب نمايد كه از تقصير او بگذرد و او را بيامرزد اميد هست و ممكن است كه به بركت اين دعا خداى تعالى او را بيامرزد و از سر تقصير او گذشته او را به جهنم نبرده عذاب و عقاب به او ننمايد ان شاء الله تعالى. مترجم گويد كه اين است وجه آن كه فضلا و علماء سابق و لاحق چندان اين دعاها را به عوام الناس تعليم نمىكردهاند و متوجّه بسط و نشر و اشتهار آنها در ميان مردمان نمىگشتهاند كه مبادا عامى، چنانچه گذشت اشتباهى كند و مقصود ائمّه عليهم السّلام را نفهمد« رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا و اعف عنا إنّك أرحم الرّاحمين». و اللَّه يعلم