ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٧٢ - ١٣ - حرزهاى حضرت امام محمد تقى
آيا نمىداند كه مرا يارىكننده و كسى هست كه ميان من و او مانع گردد؟ ياسر گويد كه: گفتم اى سيّد من يا ابن رسول اللَّه از سر اين عتاب و اعتراض كردن بگذريد، بخدا قسم و به حق جدّتان رسول خدا ٦ كه مأمون در آن هنگام در كار خود عاقل نبود و و نمىدانسته در كجاى زمين خدا قرار دارد. به تحقيق كه از براى خدا نذرى صحيح نموده و قسم ياد كرده كه ديگر بعد از اين هرگز مست نگردد و اين مرتبه از فريب شيطان بوده پس هر گاه بر او وارد شديد او را يا ابن رسول اللَّه پس چيزى را يادآورى نفرمائيد و او را عيب و سرزنش منمائيد بر آن چيزى كه از او صادر شده. پس آن حضرت فرمودند: قسم بخدا كه راى من همچنين است و چنين قصد دارم. پس آن گاه جامه خود را طلب نمودند و آن را پوشيدند و از جاى برخاستند و همه مردم با آن حضرت ايستادند و براه افتادند تا آن كه بر مأمون داخل شدند. پس چون آن حضرت را ديد، برخاست و آن حضرت را به سينه خود چسبانيد و خوش آمد گفت و احدى را اجازه نداد كه بر او داخل شود و دايما با آن حضرت سخن مىگفت و فرمان مىگرفت. پس چون صحبت ايشان به پايان رسيد حضرت ابو جعفر محمّد بن الرّضا ٧ گفت: يا امير المؤمنين. مأمون گفت: لبّيك و سعديك. آن حضرت فرمودند: كه از براى تو نزد من نصيحتى است، پس متوجه باش و آن را قبول نماى. مأمون گفت: قبول نمودم و حمد و شكر را بجاى مىآورم. پس آن نصيحت چيست؟ حضرت فرمودند كه:
بدرستى كه من بر تو از شرّ اين خلق منكوس ايمن نيستم، نزد من دعائى است كه بايد به آن، نفس خود را محافظت كنى و احتراز نمائى به سبب آن و از شرّها و بلاها و ناخوشيها و آفتها و آزارها جلوگيرى كنى. همچنان كه ديشب خداى تعالى از شرّ تو مرا نگاه داشت، و اگر با اين دعا با سپاه روم و ترك روبرو شوى و براى چيرگى بر تو همه اهل روى زمين مجتمع شوند، هر آينه از تو چيزى براى ايشان به اذن خداى جبّار ميسّر نمىشود و چنانچه آن دعا را خواهى پس آن را برايت بفرستم تا احتراز نمائى به سبب اين از جميع آنچه ذكر نمودم. پس مأمون گفت: بلى مىخواهم، پس به خط خود آن را بنويسيد و برايم بفرستيد. حضرت فرمودند كه: چنين باشد.
ياسر گويد: پس چون صبح شد، حضرت ابو جعفر ٧ كسى را به نزد من فرستادند و مرا طلب نمودند، پس چون به خدمت آن حضرت رفتم و در پيش روى ايشان نشستم، پوست آهوئى از زمين تهامه را طلبيدند، پس اين حرز را به خطّ خود نوشتند و فرمودند: اى ياسر اين رقعه را به سوى امير المؤمنين ببر و بگوى كه: زرگر از براى او لولهاى از نقره بسازد كه بر آن منقوش باشد، آنچه ذكر مىنمايم بعد از اين، پس هر گاه كه اراده نمايد كه اين را بر بازوى خود ببندد، بايد كه بر بازوى راست خود ببند و بايد كه وضو سازد وضوئى نيكو و كامل و بايد كه چهار ركعت نماز بجاى آورد و در هر ركعتى بخواند «فاتحة الكتاب» يك مرتبه و «آية الكرسى» هفت مرتبه و آيه «شَهِدَ اللَّهُ» تا به آخر هفت مرتبه و سوره «و الشّمس و ضحاها» هفت مرتبه و سوره «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى» هفت مرتبه و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» هفت مرتبه، پس هر گاه از خواندن اينها فارغ شود، پس آن را بر بازوى راست خود ببندد در نزد رسيدن سختيها و حادثهها كه سالم خواهد ماند به حول خداى و قوّت او از هر چيزى كه مىترسد و از آن حذر مىنمايد و سزاوار است كه در آن وقت ماه در برج عقرب نباشد و اگر چنانچه او با اهل روم و پادشاه ايشان حرب نمايد هر آينه به اذن خدا و به بركت اين حرز بر آنها غالب مىشود.
و روايت شده آن كه چون مأمون از حضرت ابى جعفر ٧ در شأن اين حرز همه اين اوصاف را شنيد، با اهل روم جنگ نمود. پس خداى تعالى او را بر ايشان نصرت داد و به او غنيمت بسيار عطا نمود آن اندازه كه خواست خداى تعالى بود و اين حرز را در هر غزوهاى و جنگى از خود جدا ننمود و پيوسته خداى تعالى او را به فضل خود يارى مىنمود و فتح و نصرت را