ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٣ - ١١ - حرزهاى حضرت امام موسى بن جعفر
از او سينهها و خوف نموده است از او نفسها و به آن اسم كه برطرف نموده است از داود غم او را، و به آن اسم كه گفته است به آتش باش سرد و سلامت بر ابراهيم و اراده نموده بودند كفّار به او مكرى را پس گردانيديم ايشان را زيانكارتران[١] و پناه مىدهم به اراده جزم خدا كه شمرده نمىشود و به توانائى خدا كه رسيده است بر همه مخلوقات او از شرّ فلان شخص و از شرّ چيزى كه خلق نموده او را خدا و از شرّ مكر ايشان و حيله ايشان و قدرت ايشان و توانائى ايشان و سوارهاى ايشان [حيلههاى ايشان] و پيادههاى ايشان بدرستى كه تو بر هر چيزى بسيار توانائى. خداوندا بتو مدد مىجويم و به تو طلب فريادرس مىنمايم و بر تو اعتماد مىنمايم و تو پروردگار عرش بزرگى. خداوندا رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد و رهائى ده مرا از هر بليهاى كه فرود آمده در اين روز و در اين شب و در هر شبها و روزها از آسمان به سوى زمين بدرستى كه تو بر هر چيز بسيار قادرى و بگردان از براى من بهرهاى در هر نيكوئى كه فرود آمده در اين روز و در اين شب و در همه شبها و روزها از آسمان به سوى زمين بدرستى كه تو بر هر چيز بسيار قادرى. بار خدايا به تو طلب يارى مىنمايم و به تو طلب ظفر مىكنم[٢] و به سبب محمّد و آل او رحمت خدا باد بر او و بر آل او، به سوى تو رو مىآورم[٣] و به كتاب تو متوسّل مىشوم آن كه مهربانى نمائى از براى من به مهربانى تو كه پنهان است[٤] بدرستى كه تو بر هر چيز قادرى، جبرئيل از طرف راست من است و ميكائيل از جانب چپ من و اسرافيل پيش روى من و كلمهاى نيست انتقالى و نه توانائى مگر بخدا كه بلند و بزرگ است از عقب من و در نزد من است. نيست خدائى مگر تو منزّهى تو بدرستى كه هستم از ظلمكنندگان بر خود و رحمت خدا باد بر محمّد و آل او كه پاكند و درود خدا بسيار باد بر ايشان.
[١] -سابقا اشاره نموده به آن كه نمرود و تبعه او را جماعت زيانكارتران ناميدهاند نسبت به ساير كافران و زيانكاران از جهت آن كه آتشى را كه برانگيخته بودند جهت دفع و سوختن حضرت ابراهيم ٧ همان بعينها معجزه و دليلى گرديد به رجعيّت و نبوّت ابراهيم ٧ و اين كمال خسران و رسوايى جماعت است كه زيادتر است از خسران باقى كفّار. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى از خدا طلب مىنمايم كه ظفر يابم بر دشمنان يا بر مطلبها و حاجات خود. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى رو مىآورم به جانب خداى تعالى در حالى كه متوسّلم به محمّد و آل او ٦ و ايشان را وسيله خود مىگردانم. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى لطف تو كه پنهان است در همه اشيا يا آن كه نهان است عدد آن. چه لطف الهى نسبت به هر شخص غير متناهى است و احصا و دانستن عدد آن ممكن نيست.