ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥١ - ١١ - حرزهاى حضرت امام موسى بن جعفر
خداست. خوار است هر صاحب عزّتى از جهت سطوت خدا و كوچك است هر بزرگى نزد بزرگى خدا، و فروتنى نموده هر متكبرى نزد پادشاهى خدا و طلب پشتى مىكنم و مطالبه حمايت مىنمايم بر هر دشمنى كه باشد از براى من به دوستى خدا. دفع نمودم و طعن زدم در گودى گردن هر دشمنىكننده. بر خدا [بر من به خداى] زدم و قرار دادم به اذن خدا ما بين خود و ميان هر بازگذاشته شده در نعمتهاى دنيوى كه صاحب شدّت باشد و هر بسيار جبركننده صاحب تكبّرى و هر صاحب تسلّطى كه صاحب قدرت باشد و هر والى صاحب امارتى و هر صاحب تهيهاى كه صاحب تكبّر باشد و هر عنادكننده صاحب كينهاى و هر دشمن صاحب حيله و هر رشك برنده صاحب قوّتى و هر مكركننده صاحب خدعهاى و هر شخصى كه مدد نمايد يا مدد كرده شود بر ضرر بر من به سبب سختى گمراهكننده يا سعى در كارى رباينده يا به سبب حيله آزار رساننده يا شرّ و فسادى هلاككننده يا هر طغيانكننده صاحب بزرگى يا به عجب آورنده صاحب تكبّرى بر هر سبب كه باشد و به هر راهى كه بوده باشد، پس اخذ نمودم[١] از براى نفس خود و مالم پردهاى و مانعى نزد ايشان به چيزى كه نازل ساختهاى تو از كتاب خود[٢] و محكم گردانيدهاى تو از وحى خود كه آورده نمىشود سورهاى از مانند آن[٣] و اين كتاب حكمكنندهاى است[٤] عادل و كتابى است كه وارد نمىشود او را باطلكنندهاى از پيش روى او و نه از عقب سر او، نازل گرديده از نزد داناى حمد كرده شده. خداوندا رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد و بگردان سپاس مرا از براى تو و درود مرا بر تو در رهايى[٥] و در بلا و در سختى و در آسانى هميشگى كه منقطع نشود[٦] و برطرف نگردد اعتماد نمودهام بر زندهاى كه نمىميرد بار خدايا به تو پناه مىبرم و به سبب تو جرأت و حمله مىنمايم يعنى بر دشمنان و ترا عبادت مىكنم و از تو طلب مددكارى مىنمايم و بر تو اعتماد مىكنم و دفع مىنمايم و طعن
[١] -فأخذت عطف است بر ضربت. حاصل معنى آن كه قرار دادم پس اخذ نمودم ميان خود و ميان اين جماعت اشرار حاجبى و مانعى به سبب چيزى كه نازل ساختهاى تو آن را از كتاب خود. و اللَّه يعلم
[٢] -مراد از كتاب قرآن است.
[٣] -يعنى مقدور هيچ كس نيست كه مثل يك سوره از سورههاى آن ايراد نمايد در فصاحت و بلاغت و ساير مراتب اعجاز.
[٤] -حكم و عدل مصدرند كه مجازا به معنى فاعلند، يعنى قرآن حكمكننده و صاحب عدل است و ممكن است كه به معنى خود باشد يعنى قرآن آن قدر حاكم و عادل است كه گويا از باب مبالغه بسيار نفس حكم و عدل گشته. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى در زمان صحّت و سلامتى از جميع امراض و بلاها و در وقت مبتلا بودن به بليّهها و آفتها و مرضها، يعنى در همه احوال. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى بگردان حمد و ثناى مرا دائمى و هميشگى كه منقرض و منقطع نشود، يعنى نهايتى و آخرى نداشته باشد.