ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٢٢ - دعاى عبرات
از يارى خود درهاى آسمان را به آبى بسيار ريزان و روان كن براى من از مدد خود چشمهها را تا آنكه برسد آب خلاصى من بر نهجى كه تقدير كرده شده است و سوار كن مرا اى پروردگار من از نگاهداشتن تو مرا بر كشتى نجات صاحب تختهها و ميخها اى كسى كه هر گاه داخل شود بنده تو در شبى كه از حيرانى خود متحيّر و سرگردان باشد و نيابد براى خود فريادرسى را كه برسد به فرياد او از دوستى نزديك مىيابد آن بنده[١] اى پروردگار من از اعانت تو فريادرس را و غوررسى را[٢] و دوستى را كه طلب نمايد آن بنده را شتابان و نجات دهد او را از تنگى امر او و از دلگيرى او و ظاهر سازد براى او مراد او را مراد او را از نشانههاى نجات او خداوندا پس اى كسى كه قدرت و توانائى او قهركننده است (و علامتهاى او ظاهر است) و عقوبتهاى او شكننده است پشت هر صاحب جبروتى را و هلاككننده است[٣] هر كافر محيلى را رحمت فرست اى پروردگار من بر محمّد و بر آل محمّد و نظر كن بسوى من اى پروردگار من نظرى از نظرهاى خود را در حالى كه رحمكننده باشد آن نظر و برطرف كنى تو به سبب آن نظر از من تاريكى ثابت پاينده را كه آن عبارت است از آفتى كه[٤] خشك شده است از جهت آن پستانهاى حيوانات و تلف شده است از آن جهت زراعتها و شامل گشته است به سبب آن آفت بر دلها نااميدى و روان شده است به سبب آن خونها خداوندا رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و طلب مىكنم از تو نگاهداشتنى و حفظ را براى درختانى كه كاشته است آنها را دست قدرت خدا و آب داده است آنها از آب حيات از آنكه باشند آنها آنكه[٥] به دست شيطان قطع شوند و به تبر او بريده و از بيخ شكسته شوند اى خداى من كيست بهتر از تو اينكه باشد از حرام تو منعكننده و كيست سزاوارتر از تو به اينكه باشد از قورق تو پاسبان و منعكننده اى خداى من بدرستى كه امر من بتحقيق كه به هول انداخته است مرا[٦] پس آسان كن آن را و درشت و سخت است آن پس نرم گردان آن را و بدرستى كه دلها ترسيدهاند پس تسلّى ده آنها را و نفسها
[١] -كلمه وجد جزاى إذا ولج است.
[٢] -مغيث به معنى فرياد رسنده است و تكرار جهت تاكيد است
[٣] -دامغة زخم و جراحتى است كه بر سر وارد شود و تا به پرده دماغ برسد و كنايه از هلاكت است زيرا كه لازم دارد هلاكت را چنانچه به آن ترجمه شده. و اللَّه يعلم
[٤]« من عاهة» بيان است از براى« ظلمة». يعنى آن ظلمت آفتى است كه از جهت آن پستانهاى حيوانات خشك شده است. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى طلب مىكنم محافظت را از آنكه به دست شيطان آنها قطع شوند.
[٦] -و ممكن است كه« هال» به معنى هجم باشد يعنى و امر من بر من هجوم آور شده است. و اللَّه يعلم